کتاب

کتاب

گفت و گو با با اومبرتو اكو

برگردان مهدی فتوحی

 

یك روز گرم را فرض كنید در ماه اردیبهشت در تالار زرد رنگ كتابخانه ی تورین كه پر است از روزنامه نگاران و عاشقان كتابخوانی. اومبرتو اكو دارد با همان تیزهوشی معمول و فرهنگ بی مرزش از پدیده ی مجموعه داری و علاقه ی به قرائت و آینده ی كتاب و چیزهایی از این دست صحبت می كند . امیدوار نباشید بتوانید خود را از دست اكو خلاص كنید.

 

  • چرا مجموعه داران كتاب ها در شرایط تنهایی مطلق زندگی می كنند؟
  • آن كه مجموعه دار كتب قدیمی است در واقع در پی پرورش علاقه ی منحصر به فرد خود است كه به خودم جراءت می دهم بگویم كمی خودارضایانه است. مجموعه داران تابلوهای نقاشی همیشه از توجه میهمانان به آثاری كه نمایش می دهند خرسند می شوند. ولی كتاب ها نمایش داده نمی شوند و فروبسته می مانند و در كتابخانه ها محافظت می شوند. نه فقط به این خاطر كه قیمتی اند بلكه ظاهری كمتر دعوت كننده هم دارند كه كنجكاوی هیچ كسی را بر نمی انگیزد و فقط توجه دوست داران شان را جلب می كنند.
  • شاید به این دلیل كه بر گذشته ها اصرار می ورزند؟!
  • حتماً. كتاب دوستان در درك حال به دشواری بر می خورند. از آینده می هراسند و گذشته را می پرورند. مانند واپسین كشیشان. شاید هم به این دلیل كه آگاهند كه در دوره ای زندگی می كنند كه نسل های جوان از آن ها كاملاً غافلند.
  • چه چیزی بربالیدن یك شاهكار را تعیین می كند؟
  • واژگان در طول زمان معانی متفاوتی می پذیرند. تفاسیر جدید به گونه ای اجتناب ناپذیر در كتاب ها بسته می شوند و ما هیچ كاری نمی توانیم بكنیم. به همین دلیل است كه ترجمه ها پیر می شوند و هر عصری آثار ادبی را به شیوه ی متفاوتی می خواند.
  • علاقه ی مجموعه داران كتاب از كجا زاده می شود؟
  • اساساً از اراده ی مالكیت. از میل به انباشتن. از لذتی كه بیشتر اوقات به خود شخص ختم می شود یا این كه متاثر از علایق اقتصادی است. من اشخاصی را می شناسم كه این كتاب ها را می خرند فقط چون علاقمند به ظاهر جلد آنانند. به هر حال تقریباً هیچ وقت برای خواندن آن ها نیست.
  • اومبرتو اكو چطور؟ آیا او فقط برای لذت خواندن نمی خواندشان؟
  • من به سادگی هر چه تمام تر یك خواننده ی خستگی ناپذیرم. متوجهم از این كه برای لذت ناب خواندن مطالعه می كنم. به یاد می آورم كه در كودكی همسایه ای داشتیم كه علاقه ی مرا به خواندن تغذیه می كرد و در هر موقعیتی كتاب های جدیدی به من هدیه می داد. روزی از روزها از من پرسید: آیا آن ها را می خوانم تا بدانم حاوی چه چیزی هستند یا برای لذت كتابخوانی می خوانم شان؟ بله. آن وقت بود كه دریافتم برای لذت خواندن است. راستش هنوز هم غافل از محتوای همه ی كتاب هایی كه می خوانم به خواندن شان ادامه می دهم. این البته شامل كتاب های خودم هم می شود.
  • ولی آیا عملكرد یك كتاب دوست این نیست كه كتاب ها را برای محافظت از حافظه ی فرهنگی نجات بدهد؟
  • ابداً این طور نیست. همان طور كه در مقاله ی " امیدوار نباشید بتوانید خود را از دست كتاب ها خلاص كنید" نوشتم اتفاقاً برعكس وظیفه ی كارورزان فرهنگی باید این باشد كه آن چه را از سده های گذشته به ما ارث می رسد غربال كنیم. برخی را یادآوری كنیم و برخی را بگذاریم فراموش شوند. چون حماقت فراوانی نه فقط به صورت شفاهی بلكه در كتاب ها وجود دارد.
  • در كتاب " امیدوار نباشید بتوانید خود را از دست كتاب ها خلاص كنید" با ژان كلود كریر از این حماقت صحبت می كنید. این حماقت  لازمه ی چیست؟
  • خب باید بگویم پنجاه درصد اشخاص بشری احمقند و این درصد را می توان به نحو تغییرناپذیری در میان انتشاراتی ها و مولفان نیز یافت. تازه اگر رویدادهای سیاسی را هم به حساب بیاوریم باید بگویم این درصد بالاتر از پنجاه درصد هم می رود.
  • آیا می توانیم محتوای فرهنگ را چون گورستان كتاب های گمشده بنمایانیم؟
  • شواهد تاریخی آشكارا به ما می فهمانند كه شمار انبوهی از كتاب ها در طول زمان قطعاً گم شده اند. فقط كافی است به ارسطو بیندیشیم كه در بوطیقای خود تراژدی هایی را نام می برد كه هرگز به دست ما نرسیده اند. چه كسی گفته آن ها زیباتر از آن چه به دست ما رسیده نبوده اند؟ این را هرگزدر  نخواهیم یافت. فقط خداوند این امتیاز را داشته و می توانسته همه را بخواند. بدم نمی آید چنین بیندیشم كه این كار می تواند آزمونی برای حضور خدا باشد.
  • آیا تكوین كتاب در قالب های جدید وحشت انگیز نیست؟
  • من می گویم نه. ساپورت های الكترونیكی ناپایداری خود را نشان داده اند. در حالی كه كتاب در فرم چاپی اش توانسته پنج قرن دوام بیاورد. بهتر از كتاب هیچ چیزی ممكن نیست. ای بوك ها یا كتاب های الكترونیكی و دیجیتالی جانشین آن نمی شوند. همان گونه كه اتوموبیل دوچرخه را حذف نكرد. تا وقتی كه این شیء در ما احساس توانایی ورق زدنش را با انگشتان  ایجاد كند آن را كنار نخواهیم گذاشت.
  • پس زنده ماندن كتاب چاپی عمدتاً به خاطر لزوم یك ارتباط مستقیم از سوی خواننده است.
  • بله. دقیقاً. راستش باید بگویم یك ارتباط فیزیكی. دوست دارم به ویژه امكان خیس شدن انگشت هم نجات بیابد كه به گمانم اساسی است. چون یك لذت دهانی و میراثی از كودكی مان است . در مجموع می توانیم بگوییم كتاب می خوانیم چون نمی توانیم دیگر پستانك به دهان بگذاریم.

 

 

 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران