سعید

سعید

و سه شعر از او

ترجمه ی حامد عرفان

در 27 می 1947 در تهران به دنیا می آید . در 1965 در کسوت دانشجو به مونیخ می رود و در رشته ی علوم سیاسی به تحصیل می پردازد . او از مخالفان رژیم شاه است. در 1979 و بعد از سرنگونی پهلوی دوم به ایران عزیمت می کند  و مدت کوتاهی در آن جا به سر می برد .اما دوباره به آلمان  برمی گردد  و در شهر  مونیخ  ساکن می شود  و شعرهایش را  به زبان آلمانی نشر می دهد . مضامین اصلی نوشته های او مهر و تبعید است .در 1995 به عضویت انجمن پن  آلمان درمی آید و مدتی معاون انجمن پن است .بین سال های  2000 تا 2002 ریاست انجمن  پن  آلمان را عهده دار است . در 2002 جایزه ی  آدلبرت فون کامیسو  و  در 2006 مدال  گوته  به وی اهدا می شود . از آثار او است : " شعرهای عاشقانه ی سعید " ( 1981) ، "آن جایی که من جان می سپرم ، غربت من است " ( 1983) ، " خود نگاره ی شخصی هنرمند برای مادری دورافتاده " ( 1995) و " سرودهای مذهبی " ( 2007) .

 

1 . پس از تمامی جزر و مد ها

 

پس از تمامی جزر و مد ها

سراسر سال های سپری شده 
باران و 
خردمند شدن
من با دستکش ها پیانو می نوازم
شعر هایم را 
در زبانی بیگانه می سرایم و 
از پشت شیشه ی مات 
 محبوبه ام را می بوسم .

...................................

2 . صبح گاهان

 

دوستی 
که مرا به فرودگاه می رساند
دم فرو بسته و 
آگاه است:
 از وظیفه ی دشوار چشم های من
بسیار تماشا کردن و
سیر شدن از همه چیز. 
برای سال های دیگر .

.................................

3 . یک بار با مرگ

 

یک بار با مرگ  
از داستان چشم هایت سخن گفتم  
از آن زمان دیگر او
پای در خانه ام نمی گذارد .

 

 

 

Attachments area

 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران