رنگ و بوی مدیترانه ای

رنگ و بوی مدیترانه ای 

گفت و گو با خوآن میرو (1893-1983)

ترجمه: امیرنادر الهی

خوآن میرو[1] در 1893 در بارسلونای اسپانیا زاده شد. وی که در هجده سالگی از سزان[2]، وان گوگ[3]، و مکتب های کوبیسم، فوویسیم[4] و رمانتیسم کاتالانی تاثیر پذیرفته بود ، تصمیم گرفت تا خود را وقف نقاشی کند. در نخستین آثارش میان سال های 1915 و 1918 ، مناظر روستاییِ دوران جوانی خود را که سرشار از رنگ های زنده و روشن بود، به تصویر کشید. نخستین نمایشگاه نقاشی خود را در گالری دالمائو[5] برگزار کرد. در 1920 به پاریس رفت و همان جا همراه آندره ماسون[6] کارگاه نقاشی خود را به راه انداخت و از سوررئالیسم، دادائیسم، و دوستی اش با پابلو پیکاسو و مکس جیکوب[7] تاثیر گرفت.  او هم چنین با سبک دادائیسم و با آثار اشخاصی چون  آپولینر[8] و رمبو[9] در تماس بود.

در 1950 برای خلق آثار هنری متفاوت ، از چاپ دستی و چاپ سنگی و ابزاری چون آبرنگ، مداد شمعی، نقاشی روی ظروف مسی بهره برد و به طراحی صحنه تئاتر و نقاشی روی بوم های بزرگ روی آورد.

از میان مهم ترین آثار او می توان از "خانه روستایی"،  "طبیعت بی جان و کفش کهنه"، "کشاورز"، "مردی که به سمت پرنده تیرِکمان نشانه می رود"، "اندرونیِ هلندی"، "گفت و گوی حشرات"، "زن، پرنده و ستاره" یاد کرد.  

در کنار نقاشی هایش، مجسمه هایی از سرامیک نیز می ساخت، که از میان آن ها می توان به "دیوار ماه" و "دیوار خورشید" (1959-1957) برای ساختمان یونسکو در پاریس و نقاشی های دیواری کاخ کنگره و نمایشگاه ها در مادرید اشاره کرد. 

این هنرمند بزرگ در پالما د مایورکا[10] در 90 سالگی (1983) در گذشت.

متن زیر گفت و گوی مانوئل دل آرکو[11] (از روزنامه «La Vanguardia») با خوآن میرو است که در 13 دسامبر 1964 انجام شده است:

 

خوآن میرو قرار است سه نمایشگاه را هم زمان در سه گالری هنری برگزار کند. این تازه ترین فعالیت او است. به نظر می آید که میرو در 71 سالگی دوباره از نو آغاز کرده است، فعال بودن او در این سن به جوانی می ماند که در آغاز راه است. خوش بینی، در آثار او موج می زند. میرو به هیچ رو شبیه فردِ با تجربه ای نیست، بلکه نگاهش رو به آینده است و بسیار مشتاقِ فردا است.    

- آیا خوآن میرو؛ امروز، در این لحظه، می خواهد تا آن میروی معروفی  که همه می شناسند، نباشد؟

- این امری طبیعی است، زیرا که جهان فردا برایم جالب تر است، دنیایی که بر پایه تجربیات دیروز ساخته خواهد شد و این جرات و جسارت را به من می دهد تا با آینده رو به رو شوم. اما به هیچ رو از ارزشِ دیروز کم نمی شود. ظرف چند روز آینده برای دیدن آثارِ هنری زورباران[12] به مادرید خواهم رفت، چند سال پیش هم به دیدن آثار هنری ولاسکز رفتم.

- چه شباهتی میان هنرِ زورباران[13] و هنرِ شما ست؟

- هر دو در خلق هنر های پلاستیکی[14] دقت بسیار داریم، سرسخت هم هستیم و  به موضوعات نژادی و واقعی می پردازیم.

- به نظر شما نقاشی هایتان صد در صد رنگ و بوی اسپانیایی دارند؟   

- صد در صد رنگ و بوی مدیترانه ای دارند. فکر می کنم آن چیزی که اسپانیا را جذاب کرده همین تفاوت های ظریف است.

-اگر در نزدیکی مدیترانه زاده نمی شدید، هنرتان نیز متفاوت می شد؟

- بی تردید همین طور است؛ اگر در والادولید[15] یا در شمال اسپانیا به دنیا می آمدم، هنرِ من نیز جور دیگری می شد.

- در میان این همه شهرت و هیاهو، به دنبال چه هستید؟

- به دنبال آینده جهان هستم و برای رسیدن به آن باید زحمت زیادی بکشم. زندگیم را در سختی شروع کردم.

- پس به دنبال فردا هستید. امروز را دوست ندارید؟

- به دنبالش نیستم، بلکه برایم جالب است. امروز را هم دوست دارم، و برایم سکوی پرتابی برای فردا است.

- بگذارید برای یک لحظه نقاش بودن شما را رها کنیم: شما، به عنوان یک انسان معمولی، از زمانه ای که در آن زندگی می کنید، راضی هستید؟

- خیلی خوشوقتم که در چنین زمانه ای به سر می برم. منظورم خوشبختیِ فردی نیست؛ از نظر من فردا دوران جدیدی در جهان خواهد بود.

 - آیا شما خود را  یک پیشرو یا منادی  در این جهان می دانید؟

- نمی خواهم از خودم تعریف کنم ولی فکر می کنم که چنین است.

- آیا از آینده هنریِ خودتان نگران هستید؟

- در مورد خودم نگران نیستم، نه. معتقدم هر کس هر اندازه که می کارد به همان اندازه هم درو می کند. برای نمونه نقاشانِ شیوه «رمی وار»[16]  چیزی از خود نکاشتند و برای همین گمنام ماندند.

- بیشتر مردم باورتان دارند و به ندرت شما را به چالش می کشند، تا چه اندازه این گونه درک و فهم از شما، راضیتان می کند؟

- اگر چنین باشد، بعنوان یک کاتالان و اسپانیایی راضی ام. و از این که خیلی در کانون توجهات نیستم خوشحالم.

- شما به خوبی می دانید که فامیلی شما، «میرو»، نامی جهانی است، آیا این برای تان مهم است؟

- شخصا برایم مهم نیست؛ ولی از این که کاتالان و اسپانیایی هستم خوشحالم.

- به عنوان یک شهروندِ این جهان، آیا آن چه که در پیرامونتان  می گذرد برایتان مهم است؟

- خودم را در نقاشی هایم حبس نکردم و منزوی نیستم؛ ایجاد ارتباط با دیگران  برایم بسیار مهم است.

- شما به تنهایی چگونه می توانید جهانِ بهتری بسازید؟   

- به عنوانِ یک انسان، هیچ . اما گیرنده های بسیار حساسی دارم که با وجود آن احتیاجی به هیچ کس نیست، با دیرک هایم از جهان امواجی را می گیرم و انرژی هایم را می تابانم.

- چه چیزی در جهان هستی و دورانی که در آن زندگی می کنید، باید اصلاح شود؟

 -  در زمانه ای که سخن از سفرهای میان سیاره ای و از میان برداشتنِ فاصله های نجومی می شود، نظرات محدود و ناچیز انسان چندان اهمیتی ندارد. چه برسد به طرح موضوعات کوچک.

- نقاشی از دنیای بیرون دیگر موضوع این روزهای هنرمندان نیست؟

- مفهوم نقاشی فراتر از این موضوعات کوچک است.

- ریشه کلمه نقاشی از نقاش می آید، شما چه هستید؟

- دیگر واژه نقاش را به کار نمی بریم؛ من آن چه که هستم را از طریق هنر پلاستیکی ابراز می کنم، سعی می کنم  از زبان نابِ فرم ها و رنگ ها فراتر بروم.

- آثار شما را چه باید نامید؟

-  اکنون باید آن را هنر پلاستیکی نامید، با در نظر گرفتنِ آینده و چه بسا فردا واژه "پلاستیک" از فرهنگ های لغت حذف خواهد شد.

- و آنچه که ما آن را هنر می نامیم در آینده به چه چیزی محدود خواهد شد؟

- به موهبتِ انسانها.   

دقیقا... .     

 

[1] . Joan Miró

[2] . Cezanne

[3] . Van Gogh

[4] . Fauvismo

[5] . Dalmau

[6] . André Masson

[7] . Max Jacob

[8] . Apollinaire

[9] . Rimbaud

[10] . Palma de Mallorca

[11] . Manuel del Arco

[12] . Zurbarán

[13] . فرانسیسکو دی زورباران (تعمید ۷ نوامبر ۱۵۹۸ ۲۷ اوت ۱۶۶۴) یک نقاش اسپانیایی بود. وی بیشتر به خاطر خلق آثاری از چهره شخصیتهای دینی نظیر راهبها و راهبه‌ها و خلق آثار طبیعت بی‌جان مشهور است. (ویکی پدیا)

[14] . هنرهای پلاستیک گونه ای از هنر است که شامل دستکاری فیزیکی وسایل تجسمی با قالب ریزی و مدل سازی می‌شوند. مثل مجسمه‌سازی یا سفال سازی. این واژه  در کل برای همه انواع هنرهای دیداری (غیرادبی، غیر موزیکال) به کار رفته است  .مواد مورد استفاده در هنرهای تجسمی با یک تعریف دقیق تر، شامل چیزهایی است که می‌توانند تراشیده شوند یا شکل داده شوند     .مثل سنگ یا چوب، سیمان یا فلزپلاستیک  صمغ‌های ساختمانی مصنوعی است که از زمانی که اختراع شده‌اند مورد استفاده قرار گرفته‌اند، اما واژه (هنرهای تجسمی) بر آنها مقدم است. (ویکی پدیا)

[15] . Valladolid

[16] . هنر رمانسک یا رومی‌وار نوعی شیوهٔ معماری در سدهٔ یازدهم و دوازدهم است که مرکز آن ایتالیا بود و  از معماری روم و بیزانس تأثیر پذیرفته بود و در تزئینات داخلی نیز الهامات فراوانی از نگاره‌های ایرانی و بین‌النهرین گرفت. بیشترین تأثیر را هم بر روی معماری گوتیک گذاشت. در این نوع معماری یک جفت برج عظیم چهارگوش وجود دارد. ستون‌ها ضخیم ترند و فضای محراب کلیسا برای حضور افراد بیشتر گسترده‌تر است و برای جلوگیری از آتش‌سوزی چوب در فضای کلیسا به کار نرفته است. در این دوره نقش‌برجسته‌ها که حدود ۶۰۰ سال متروک مانده بودند، دوباره  در ساختمان کلیسا به کار رفتند، به گونه‌ای که می‌توان گفت پیکرتراشی به جزء جدایی‌ناپذیر سردر کلیساها تبدیل شد. نقش برجستهٔ داوری اخروی مربوط به کلیسای اوتن (۱۱۳۰-۱۱۳۵) یکی از معروف ترین نقش‌برجسته‌های این دوره است.

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران