بی نظمی منسجم

بی نظمی منسجم

نگاهی به ویدیو آرت بی نظمی منسجم ساخته  پیام مفیدی

نوشته ی علی احدی

تمامی حیوانات به خواستِ "دلیلی"رفتاری را انجام می دهند, اما آن دلیل را در خودِ آن رفتار بازنمایان نمی کنند. عملی را اتخاذ می کنند براساس اراده ای و نیازی, اما اراده شان را در خودِ آن عمل بازنامایان نم یکنند. انسان نخستین حیوان بازنامایان گر است که به بازنمایی دلایل رفتاری خود در خودِ  آن رفتارها می پردازد. می اندیشد اما هنوز نمی داند که اندیشیدن"چیست". آن مکانیسمی که در بدن انسان در حین اندیشیدن در کار است بر توانایی های شناخت شناسانه او پوشیده است. حال انسان زبان دارد و سخن می گوید, از آن چه بدان می اندیشد و بر آن رفتارمی کند تا معنایی بسازد بر رفتارهایش که او موجودی است معنی ساز. حال آن که طبیعت به مثابه ظرف انسان وقعی بر این معنی سازی نمی نهد. طبیعت انسان را کنترل نمی کند بلکه او را در برمی گیرد و با خود به جلو می برد  , که انسان عنصری تشکیل دهنده از بینهایت  عناصر سازنده طبیعت است. معنی سازی خصیصه جوهری این انسان-حیوان خرد ورز است و این حیوان در آن هنگامی انسان می شودکه  انباشت این معانی بر یکدگر واستعلا یافتن آن ها به بیرون از او به نهادهایی معنایی-انضباطی و سپس به نهادهایی معنایی-کنترلی بدل می گردد. این نهاد- معنی ها به باز تولید خود در هر ساحت و میدانی می پردازند - از هنگام پای گذاردن"دازاین" به خانواده و از خانواده تابه خدا. گاه او را می آرامند و گاه او را کنترل می کنند تا مبادا بدن مطیع و رام شده اش به نا سازگاری با معنی های استعلا یافته اش برخیزد. و در آخر او را در آن لَمحاتی که با بیگانگی معنی هایش در نسبت با ظرف در بر گیرنده اش آگاه می شود منضبط می کنند. تا کی و کجا که دوباره انسان بر تمام نهاد- معنی های خود ساخته وموجودش بشورد و باز ان ها را بانهاد - معنی هایی تازه تر جایگزین کند و این چرخ بچرخد و آدمی رنجور تر و تاریخ انسانی اش فربه تر شوند.

 

 

در اواسط دهه هشتاد میلادی, در"پی  نوشت هایی بر جوامع کنترلی", ژیل دولوز به صراحت اعلام می کرد که دیگر دوران جوامع انضباطی که خود مرحله ای پسینی از نظام های حکومتی/تنبیهی بودند به سر آمده. انسان معاصر دروضعیت های اجتماعی زیست می کند که در آن  سلطه خود را نه از طرق و ساز و برگ های انضباطی بلکه از مدخل و ابزار کنترل بر تنها و ارگان هایش اعمال می کند, آن ها را تغییر می دهد و با خواست قدرت همسو و سازگار می کند ؛جوامع کنترلی.

 

 

در نگاهی به "بی نظمی منسجم"پیام مفیدی منِ بیننده در مواجهه با روایتی نا-انسانی از وضعیتی به شدت انسانی قرار می گیرم . منظوراز نا-انسانی چشم اندازی به درست شناخت شناسانه است که در آن حرمت و کرامت انسان از "ویژگی ها" و  "اهمیت" زیست شناسانه اوجدا شده است. اولی به گوشه ای رها شده و دومی در کانون نگاه قرار گرفته است. هرچند که به نظرنمی  آید که مفیدی در کار ساخت وساز معنایی به تنهایی و یا انتقال آن به بیننده باشد, اما ویدئو- چیدمان او شرایطی را فراهم می سازد که در نقطه تلاقی جهان بیننده با جهان موجود در تصویر -که خود به غایت از جهان هنرمند جدا  شده و مستقل ازآن عمل می کند- امکان ساخت و ساز معنایی یامعنی هایی فراهم باشد. به این اعتبار هنرمند با ایجاد فرم به خصوصی در نمایش مواد و متریال کاری خود تنها وضعیتی را می سازدکه در مشارکتی "محتمل الوقوع" بابیننده گاه  مسبب رخدادن معنایی می شود و گاه البته هیچ رخ نمی دهد. این  درست همان لحظه در وضعیتی است که در آن هنر اتفاق می افتد .هنر محصول مستقلِ ارتباط تکین هنرمند (و البته در شرایطی تکین) با مواد کاری خود نیست. آن چیزیست که در تلاقی نمایش محصول این رویه (ابژه در حال نمایش)  با جهان بیننده (وضعیت بیننده) از امکان رخ دادن برخوردار  می شود. بدین تعبیر هنرچیزی نیست که  از جایی به جایی,از هنرمند به بیننده و  یا در هرارتباط یک سویه ای قابل انتقال باشد. هنر ساخته شدن و ظهور امر نو و محسوس است که از برخورد دو بردار ابژه در حال نمایش و وضعیت بیننده در مکان نمایش بایکدیگر رخ می دهد؛ یک رخداداست.

 

 

 

در ویدئو های مفیدی انسانی درکشاکشی مداوم با چیزیست جوهری که از خود او می جوشد. گاه به آن واقف است, گاه از آن  کلافه و گاه آن را در شکلی ناخود آگاه به مثابه عنصری  وجودی از خود می پذیرد.  در سوی دیگر دستی است وپارچه ای که در تقابل با این جوهره گاه تیمار می کند و گاه اغواگر است,گاه  شفا می دهد و گاه می کوراند. ولی در همه حال دستی است کنترل کننده. در سه گانه "بی نظمی منسجم" وضعیتی در حال شکل گیریست. گویا خصیصه ای یابه  تکامل می رود و یا به انقراض. چیزی از ابتدا نه-انسانی انسانی می شود و یا به عکس. در دیباچه چنین گفت زرتشت, نیچه از سه دگردیسی جان پرده بر می داشت: این که چگونه جان شتر می شود؛ شترشیر و شیر کودک. ویدئو-چیدمان مفیدی مرا در مسیری بر خلاف این روندِ شدن قرار می دهد: چگونه جان کودک بود؛ کودک شیر شد و به زبان آمد و شیر شتر شد بار برپشت کشید.

لینک ویدیو های پیام مفیدی

https://vimeo.com/104483648

-------

https://vimeo.com/89369222

 

------

 

https://vimeo.com/88841815

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران