سه داستان تک خطی

سه داستان تک خطی
از برشت
ترجمه  ی حامد عرفان
 
شخصیت آقای " کوینر " در داستان های آقای کوینر در واقع جزو شخصی ترین مخلوقات برشت است  و پیدا است تجسم الگویی است که برشت از خود داشته  و همان مردی است که او می خواسته باشد . این داستان ها بیش ترشان  بسیار کوتاه هستند  ، از یکی - دو جمله تا حداکثر یک صفحه و نیم . در هر یک از داستان ها کوشش شده یکی از مواضع ذهن نسبت به زندگی به تصویر درآید ، چنان که خود برشت در یادداشتی بر نخستین سری چاپ شده  ی داستان های آقای کوینر اظهار کرد : " تجربه ای هستند در زمینه ی ممکن ساختن نقل ژست ها . نقل پذیری ژست ها از مفاهیم کلیدی زیبایی شناسی برشت  است . او دل اش می خواست در آثار منثور روایی اش ژست هایی نقل پذیر خلق کند .هر داستان کوینری یک > گستوس < می سازد .این لغت به معنای ژست صرف نیست بل بر مدلی از رفتار بشری دلالت می کند که اساس رفتارها است . یک موضع نمونه ی آرمانی است . فرامرز بهزاد در برابر واژه ی " گستوس " کلمه ی " نمودگار " را برگزیده است . مراد ادیب آلمانی از این مفهوم ، مجموعه ی حرکات و گفته هایی است  که در چارچوب شرایط معین اجتماعی و جغرافیایی و زمانی ، مبین موضع خاصی است . موضع بنیادین نویسنده که انسان یک مخلوق معقول دیالکتیکی ،  بیش از هر چیز باید از عدم تغییر بترسد . تاکید بر نقل پذیری نوعی موضع ضد انفرادی و ضد رمانتیک است . علامت مشخصه ی هنر متعالی  بکر و اصیل بودن ( اوریژینال بودن) نیست ، بل نوعی بودن ( تیپیک بودن ) است . ، یعنی گسترده ترین کارآیی ممکن را داشتن ، عام ترین اعتبار را داشتن . " چارلز اسپنسر چاپلین " بازیگری که برشت بیش از همه ی بازیگران زمان خودش می ستود ، نیز مصداقی است از منظور او در مورد " گستوس : نمودگار " و بازیگری ژستی . طرز راه رفتن گروتسک خاص چاپلین چنان نقل پذیر بود که دوران شکوفایی وی، در هر گوشه ی زمین یک نقال چاپلین وجود داشت . این ژست ها که بسیار هم نقل پذیر بودند به تعبیری حقیقتا برشتی ، حاوی موضعی خاص نسبت به زندگی هم بودند .
 
1 . انتظار
 

آقای "کوینر "انتظار کشید به مدت حدودا یک روز و بعد یک هفته،سپس یک ماه.در پایان او گفت: "من روی هم رفته یک ماه را خوب می توانستم ،منتظر بمانم ولی یک روز و یک هفته را نه! "
 
......................................................................
 
2 . دیدار مجدد


یک آدمی که آقای «کوینر» را مدتی طولانی ندیده بود , با این واژه ها به او خیر مقدم گفت :« شما هیچ تغییر نکرده اید » . آقای «کوینر »گفت : «اوه» و رنگ از چهره اش پرید 
  

........................................................................................................................................................................................................................
3 . مشقت خوبان 
 


از آقای کوینر پرسیدند : "سرگرم چه کاری هستید ؟" آقای کوینر پاسخ داد :" خیلی زحمت دارد،دارم مقدمات اشتباه بعدی ام را فراهم می کنم. "

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران