دیگو ریورا؛ مورالیستِ سرخ

دیگو ریورا؛ مورالیستِ سرخ

نوشته: الکس گونزالس[1]

ترجمه: امیرنادر الهی

دیگو ریورا، نقاش و مورالیست(نقاش هایی که در نقاشی های دیواری‌شان پیام های سیاسی، اجتماعی، انقلابی…می‌دادند)، یکی از اثرگذار ترین هنرمندان سده بیستم به شمار می آید. این هنرمند در نقاشی هایش از رویداد های بزرگی بویژه انقلاب 1917 روسیه و انقلاب مکزیک 1910-1920 الهام گرفته است.

ریورا در 1927 برای شرکت در نخستین سالگرد انقلاب اکتبر به شوروی دعوت شد. او نماینده هیئت "کارگران و دهقانان" مکزیک بود. از هنگام ورود به شوروی، او را به عضویت حزب کمونیست درآوردند و نمایندگی هیئت دهقانان مکزیک را به او دادند.

وی به خاطر رابطه اش با حزب کمونیست مکزیک زیر فشار قرار گرفته بود. تا آن جا که پیش از نخستین سفرش به شوروی (1925) از عضویت آن دست کشید و در 1926 به عضویت حزب استالینیستی مکزیک درآمد.

ریورا که شاهد جشن سالگرد انقلاب بود، نقاشی هایی از صف بی شمار مردان و زنانی کشید که هم چون ماری غول آسا در میدان سرخ مسکو، رژه می روند. وی از این خروشِ نیروهای طبقه کارگر بسیار به وجد آمده بود. او می نویسد: «هیچ گاه نخستین باری را که این رژه و حرکت منسجم مردم را در مسکو دیدم، فراموش نخواهم کرد، زمانی که در سحرگاه برف می بارید، توده های مردم که در این سفیدی برف، سیاه به نظر می آمدند، همانند زنجیری به یکدیگر وصل بودند، و با ریتمی یک پارچه حرکت می کردند، به مانند یک افعی که گویی برای حرکت به بدن خود انعطاف می دهد،رژه می رفتند، ولی از هر ماری که تصورش را می کردم، خطرناک تر بودند».

ریورا در دوران اقامتش در شوروی، با طیف گسترده ای از هنرمندان حکومتی دیدار کرد و به دیدن سرگئی آیزن اشتاینِ[2] فیلمساز نامدار رفت و مهمانِ ولادمیر مایاکوفسکی[3] شد. همان شاعری که در مکزیک با او دیدار کرده بود.  آیزن اشتاین به گروه هنری اکتبر وابسته بود، گر چه خود را به "فرهنگ پرولتاریا" یعنی یکی از آخرین شاخه های بازمانده از جنبش هنری آوانگارد شوروی متعهد می دانست. از آن جا که ریورا با این گروه هنری همذات پنداری می کرد، به عضویت آن درآمد.

او برای چندین گروه هنری سخنرانی کرد و به عنوان مدرس آکادمی هنرهای زیبای مسکو، سرگرم کارشد. مجله   Red Fieldطراحی روی جلد شماره ویژه این مجله را که با موضوع سالگرد انقلاب اکتبر در پاریس منتشر می شد، به او سپرد.

در اوایل ما مه 1928، لوناچارسکی[4] به ریورا هشدار داد تا پیش از آن که به خاطر فعالیت های ضد استالینی دستگیر شود، شوروی را ترک کند. با این همه، دقیقا مشخص نشد که چرا ریورا مجبور به ترکِ فوریِ شوروی شد. چه بسا که رابطه او با هنرمندانی که عقاید راست گرایانه داشتند، او را در جبهه مقابل بوروکراسی قرار داد. به هر رو، وی نتوانست جنبش نقاشی دیواری را که در مکزیک پایه گذاری کرده بود، در شوروی نیز با سبک و سیاق کمونیستی آن گسترش دهد و تا دو سال پیش از مرگش به شوروی باز نگشت.

ریورا از اولین دیدارش از شوروی در کارها و نقاشی هایش الهام گرفت. برای نمونه پیش از این از کارگران به عنوان عنصر اصلی در نقاشی های دیواریش استفاده کرده بود، و زمانی که به مکزیک بازگشت، به این عناصر روایتی متفاوت بخشید. و کارگران را در مقابل ماشین ها، کارخانه ها و در کنارِ شخصیت هایی از ارتش شوروی قرار داد.

پیوند او با گروه هنریِ اکتبر، نیز روی آثار ترکیب بندی او اثر بسیاری داشت. استفاده گروه اکتبر از ترکیبات کلاژی برای ساختن پوسترهای تبلیغاتی شوروی، باعث شد تا ریورا نیز بعد از سفرش از این سبک در نقاشی های دیواریش  بهره ببرد.

یک سال پس از سفرش به شوروی، ریورا به خاطر سخنرانیش بر ضد استالین، بار دیگر از حزب کمونیست اخراج شد. در همان سال، با توجه به قلع و قمع کمونیست ها در مکزیک ریورا به همراه همسر و دوست سوسیالیست اش، فریدا کالو، اوایل دهه 30 را در ایالات متحده گذراند.

در 1936، ریورا از جنبش بین الملل چهارم آشکارا پشتیبانی کرد و رئیس جمهور مکزیک، لازارو کاردناس[5] را ترغیب کرد تا به تروتسکی[6] در مکزیک پناهندگی بدهند. در این مدت، ریورا کوشید تا هنر را با پیشرفتِ جهانیِ سوسیالسم پیوند دهد. تا جایی که در آن زمان یکی از بزرگترین مفسران انقلاب اکتبر به شمار می رفت. در 1938 ریورا با تروتسکی و آندره برتون، نویسنده فرانسوی در پروژه "مانیفستِ یک هنر انقلابی مستقل" همکاری کرد.

ریورا در سال های 1955-56 برای دومین بار برای درمان سرطان خود به شوروی سفر کرد و در بیمارستان بوتکین[7] مسکو بستری شد. درمان کبالتی، نوعی درمان بود که در شوروی بسیار پیشرفت کرده بود ولی در مکزیک هنوز رایج نبود. مدتی بعد ریورا به همراه مورتادو به اروپای شرقی رفتند. و از کمپ آشویتز[8] و پناهگاه هیتلر دیدن کردند و این دو در آپریل 1956 به مکزیک برگشتند.

ریورا در 24 نوامبر 1957 درگذشت و چند تابلوی نقاشی اش را ناتمام رها کرد. وی در بیمارستان بوتکین چند نقاشی دیواری برای دانشکده علوم شیمی در دانشگاه ملی خودگردانِ مکزیک، کشید.به همراه این طراحی ها دستور العمل هایی به خط ریورا درباره موضوع و ابزاری که باید در این نقاشی های دیواری به کار می رود، نیز بود.  

 

 

 

[1] . Alex González

[2] . Sergei Eisenstein

[3] . Vladimir Mayakovsky

[4] .Lunacharsky

[5] . Lázaro Cardenas

[6] . Trotsky

[7] . Botkin

[8].  Auschwitz

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران