چهره ی یک زن

 چهره ی یک زن

درباره ی پیکاسو و سیلوئت

ترجمه ی زهره رودسرابی


 اولین رویارویی آن ها زمانی بود که پیکاسو یک جفت صندلی از توبی خریداری کرده بود و توبی به همراه سیلوئت صندلی ها را به ویلای پیکاسو که در بالای تپه های شهر بود، رساند. چند هفته بعد سیلوئت به همراه دوستانش در تراسی از تراس های بزرگ شهر در حال گپ زدن و سیگار کشیدن و قهوه نوشیدن بود. تراس، بالای دیوار کناری آتلیه پیکاسو بود و سیلوئت چشمش ناگهان به پیکاسو افتاد در حالی که نقاشی اش را که از یک زن جوان با موهای چتری و دم اسبی بود، در دست داشت که در واقع آن پرتره ای از سیلوئت بود، پرتره ای ذهنی! بعدها سیلوئت عنوان می کند که آن لحظه مانند یک دعوت بود که او را فرامی خواند. این چنین شد که سیلوئت به همراه دوستانش به آتلیه پیکاسو رفتند. پیکاسو بعد از دیدن او بسیار شاد شده بود و می گریست و می گفت: من می خواهم تو را نقاشی کنم، نقاشی از سیلوئت.


 پیکاسو توانست سیلوئت را متقاعد کند تا از آپریل تا ماه ژوئن در مقابلش بنشیند و مدل او شود. در این مدت پیکاسو حدود ۶۰ پرتره را با تکنیک و مدیاهای مختلف از او اجرا کرد. مدیاهایی مانند طراحی با مداد، مجسمه و ۲۸ عدد نقاشی. بسیار تعجب آور است که شاید بتوان گفت این اولین باری بود که پیکاسو به طور ثمربخشی از یک مدل کار کرده بود. هم چنین این سری از آثار وی یکی از دقیق ترین کارهایش بودند که الهام گرفته از یک مدل ساده زن هستند.
زمانی که این مجموعه در همان تابستان در پاریس به نمایش درآمد، موجب شگفتی بازدیدکنندگان شد. شگفتی بخاطر آن همه تنوع در اجرا مانند پرداختن به جزئیات چهره یا اجرایی کاملا طبیعت گرایانه از چهره سیلوئت و یا حتی وجود آثاری به شیوه کوبیسم از او که غالبا با رنگ های سفید، سیاه و خاکستری بودند. هم چنین این رابطه خالصانه میان هنرمند و مدل جوان و خجالتی اش موجب تحیر مردم شده بود.
 اما پس از آن همه آوازه، مورخان هنر دیگر توجه چندانی به آن مجموعه نکردند.
 پیکاسو زمانی سیلوئت را ملاقات کرد که زندگی شخصی اش بسیار آشفته شده بود. تابستان قبل، ....که مدت زیادی با جیلوت زندگی می کرد و آن ها دو فرزند هم داشتند، جیلوت او را ترک نمود. در حقیقت او اولین زنی بود که با پیکاسو چنین کرد. این مسئله پیکاسو را تا سر حد مرگ غمگین و آسیب پذیر کرده بود که بعد توانست آرامش و تسکین را در جوانی سیلوئت پیدا کند.
 رابطه آن ها برای همیشه یک رابطه ساده باقی ماند، چرا که سیلوئت دختری بسیار خجالتی بود، حتی در مواقعی که می بایست به عنوان مدل برهنه ظاهر شود. مجموعه سیلوئت بلافاصله بعد از آن که پیکاسو با روکو آشنا شد پایان یافت، آشنایی که منجر به ازدواج آن ها در سال ۱۹۶۱ شد. به طور کلی برخی معتقدند که مجموعه آثار سیلوئت متعلق به زمانی است که پیکاسو دچار نوعی خلاء عاطفی بوده و این حس در کارهایش هم رخنه کرده است. طبق نظر کریستوف گراننبرگ مدیر "Kunsthalle Bremen" شاید نتوان پیکاسو را در حد یک خون آشام که از زنان و موضوعات کارهایش تغذیه می کند پایین بیاوریم به این علت که آثارش از سیلوئت صرفا یک درگیری عاطفی سطحی بوده اند. در واقع این موضوع پیچیده تر از این هاست.


 شاید این از توانایی های سیلوئت بود که توانست کاری کند تا پیکاسو به تسخیر او نیازمند شود البته پیکاسو او را تسخیر نکرد بلکه سیلوئت را در بوم و کاغذ هایش یا در مجسمه هایش به تسخیر خود درآورد چنانکه حتی در طراحی های سرعتی اش می توان دریافت که چگونه در تلاش بوده است تا سیلوئت جوان را با چند خط ساده و چند ضرب قلم بدست آورد.

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران