آخرین وداعِ سروانتس

آخرین وداعِ سروانتس

نوشته: میگل دِ سروانتس

ترجمه: امیرنادر الهی

 

سروانتس سه روز قبل از مرگش در مقدمه رمان «وظایف پرسیلس و زِگوسموندا»، خطاب به خوانندگانش نوشت:

 

دیروز کشیشی بر بالینم آمد تا با دعای خویش مرا برای مرگ بدرقه کند و امروز این را می نویسم؛ فرصت اندک است و نگرانیها بسیار و امیدها کم فروغ،  با این همه، باید زندگی را بر پایه امید برای ادامه دادن بنا کنم. اگر زندگی دوباره ای در اسپانیا نصیبم می شد، تا زمانیکه پای تک تک شما را نمی بوسیدم، آرام نمی گرفتم. به همین اندازه دیدن شما خوشحالم می کند؛ اگر که چنین مقدر شد که در زندگی شکست بخورید، آنگاه به اراده پروردگار بسند کنید.  حداقل، شما می دانید که این یکی از خواسته های من است، و می دانید که در من آتش اشتیاق برای خدمت به شما زبانه می کشد، خدمتی که می خواستم حتی بعد از مرگم هم ادامه یابد. با این همه، در روز موعود، شما ها را در حالیکه با انگشت به من اشاره می کنید، خواهم دید و از شادی لبریز خواهم شد. خوشحالی تمام وجود مرا در بر می گیرد زمانیکه امید هایم به واقعیت می پیوندد، شما به رئفت و مهربانی شهره اید، شهرتی که در همه جا پخش شده است. هنوز برخی از بخش هایی از رمانهای   هفته ای در باغ و فرناندوی مشهور، باقی مانده که در ذهن می پرورانم. و این بخاطر  بخت و اقبال خوب من است. اما شاید نتوان آن را بخت و اقبال نامید، بلکه باید آن را یک معجزه نامید، پروردگار به من زندگی بخشید، شما آنها [انتشار رمانهای ناتمام] را خواهید دید، و در کنار آنها، باید به قسمت دوم رمان گالاتئا هم اشاره کنم، رمانی که شما مشتاق به خواندنش هستید. و با این رمانها، آرزویم همچنان ادامه دارد، همگی در پناه پروردگار باشید. 

مادرید، 19 آپریلِ 1616

 

خدمتگزار شما،

میگل دِ سروانتس

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران