رودن و کامیل

رودن و کامیل

استاد و شاگرد، عاشق و معشوق

ترجمه ی زهره رودسرابی


من فقط محل یافتن طلا را به اون نشان دادم، اما طلایی که  ‌پیدا کرد متعلق به خودش  بود." آگوست رودن


کامیل کلودل زمانی که ۱۹ سالش بود با مجسمه ساز و نقاش معروف فرانسوی یعنی رودن ۴۲ ساله آشنا شد و در همین ایام ۲۰ سالگی اش بود که اولین کار موفق و عالی خود را یعنی نیم تنه برادرش پائول کلودل-شاعر و نمایش نامه نویس فرانسوی- را ساخت.

رابطه این استاد و شاگرد ۱۵ سال دوام داشت ولی متاسفانه فرجامی جز تلخی و ناکامی و حتی سقط جنین برای کلودل باقی نگذاشت. کامیل تنها دستیار و شاگرد رودن نبود بلکه او تاثیراتی بر کارهای رودن داشت و الهام بخش و معشوقه او بود، معشوقه ای که رودن هرگز همسر و فرزندش را به خاطر او ترک نکرد. کامیل در سایه نام رودن موقعیت درخور و مناسبی پیدا کرده بود اما او گاهی احساس می کرد که توانایی هایش در کنار رودن در حال خاموشی می باشند و تنها راهی که برای رسیدن به اسقلال هنری برای خودش می دید جدایی از رودن بود، هرچند که زندگی حرفه ای او پس از رودن بسیار کوتاه و ناامید کننده بود. در حال حاضر تنها ۹۰ عدد از آثار کلودل برای ما باقی مانده است و ما بقی آن ها یا به دست خودش و یا توسط اشخاص دیگر به راحتی از بین رفته اند.


امسال به مناسبت صدمین سالگرد فوت رودن نمایشگاه های دائمی از بسیاری از آثار او در نقاط مختلف دنیا برگزار شده است و آثار شاخصی از او مانند "عصر برنز"، "بوسه"، "متفکر" و "آزادمردان شهر کاله" برای بازدید عموم به نمایش در آمده اند. اما این بزرگداشت ها و یادبود ها برای کامیل کلودل چندان اتفاق نیفتاده و هر فیلم و نمایش و حتی باله ای که برای او انجام شده است در واقع درحال پرداختن به رابطه کامیل با رودن بوده اند و نه صرفا خود شخص کامیل کلودل. امسال در روز سالگرد فوت رودن فیلمی به نام "Rodin " اکران شد که در این فیلم رابطه عاطفی آن ها به خوبی بررسی شده است.
کارهای باقی مانده از کلودل بیشتر در ابعاد کوچک هستند و یا در مراحل اولیه کارباقی مانده اند. تعدادی از کارهای او چند سال پس از خلق شان، توسط دلال پاریسی اش یعنی ایگون بلوت به صورت کارهایی نهایی به شکل مجسمه های برنزی اجرا شده اند. کلودل برخلاف استادش هرگز نتوانست درآمد درخوری از کارهایش کسب کند حتی با آن که مرتبا کار می کرد و آثارش مورد تحسین منتقدین هم عصرش بود و این فقر و تنگدستی موجب می شد تا بسیاری از کارهایش را مانند "ساکونتالا" که عشق آمیخته با درد و رنج را به نمایش می گذارد، نیمه تمام رها کند.
متاسفانه کلودل نتوانست به دور از نام رودن زندگی راحتی را ادامه دهد و ۳۰ سال آخر زندگی خود را در تنهایی و رنج در یک تیمارستان سپری کرد. در واقع پس از جدایی آن ها، مشکلات روانی اش سال به سال رو به وخامت گذاشت و در نهایت در سال ۱۹۱۳ با تشخیص بیماری هذیان گویی در تیمارستان بستری شد. ملاقات کننده چندانی نداشت و در همان ابتدا بستری شدنش پدرش که حامی همیشگی او بود از دنیا رفت و کلودل تا مدتی از مرگ پدرش بی خبر بود. مادرش که هرگز موافق نبود که کامیل به هنر روآورد، هرگز به ملاقات او نرفت و هیچ گاه با او در ارتباط نبود و پائول برادرش که مدل بسیاری از آثار کامیل بود نیز در طی ۳۰ سال بستری بودن او فقط چندبار او را ملاقات کرد و گاهی هم نامه نگاری هایی میان این برادر و خواهر انجام شد، چرا که پائول به عنوان مردی سیاستمدار دائم در سفرهای خارجی بسر می برد.


مشکلات پارانوئیک کامیل موجب شد او احساس کند که اگر به کار با رودن ادامه دهد، او ایده های کامیل را خواهد دزدید. این ترس و نگرانی منجر به این شد که کامیل دیگر به هیچ آب و خاکی شکل و هویت نبخشد و زندگی را در نقش هنرمند بودن در نهایت ناامیدی و اندوه برای خود پایان دهد. کامیل در ۱۹۱۵ به روانپزشکش نامه نوشت و عنوان کرد که در نهایت تنهایی و فراموشی بسر می برد و این حس بسیار وحشتناک می باشد ، کاری از دست من ساخته نیست، فقط می توانم تسلیم این غم و اندوهی شوم که من را در خود غرق کرده است.


آگوست رودن هرگز حمایت مالی خودش را از کامیل قطع نکرد و پس از مرگش نیز سرمایه مختصری را برای او باقی گذاشت و همیشه عنوان می کرد آرزویی دارد و آن این است که پس از مرگش در موزه ای که به نام او برپا خواهد شد، سالنی را نیز به کامیل کلودل اختصاص دهند. ولیکن این آرزو هرگز به واقعیت نپیوست و در موزه ای که دو سال پس از فوت او برایش تاسیس شد هیچ نشانی از کلودل نبود.
اما اکنون پس از گذشت حدود یک قرن از داستان زندگی کلودل، خانه او که به مدت ۳ سال به همراه خانواده اش در آن جا زندگی کرده و اولین آثار دوران نوجوانی اش را از جمله نیم تنه "بیسمارک"، نیم تنه "ناپلئون" و مجسمه داوود و جالوت را در آن جا ساخته بود، محل نگهداری بیشتر آن ۹۰ اثر باقی مانده او می باشد. در این موزه سه طبقه علاوه بر آثار کامیل، کارهایی از هنرمندان هم عصر وی مانند پائول دبویس و آلفرد بوچر نیز وجود دارد. بوچر که حامی و پشتیبان هنرمندان جوان و تازه کار بود، از سمت پدر کامیل به عنوان اولین استاد او انتخاب شد که پس از آن که کامیل جهت ادامه تحصیل در رشته مجسمه سازی در سال ۱۸۹۷ به آکادمی کولاروسی به فرانسه رفت، بوچر به علت آن که دیگر قادر نبود مرتبا به آثار و روند کاری او نظارت داشته باشد، کامیل را به آگوست رودن معرفی کرد.


ویژگی ها و خصلت های مدرن در کارهای رودن، تاثیری مهم در شالوده کار کلودل و شیوه بیان شفاف و روشن اش و هم چنین ساده سازی های او از مدل داشت. مانند فرم هایی نصف و نیمه که گویی سوژه در حال ظهور از دل سنگ ها و صخره های کهن می باشد. سیسیل برت ران مدیر موزه کامیل کلودل درباره تاثیر آشنایی او با رودن چنین می گوید: من چنین فکر می کنم که این همکاری روز به روز در پیشرفت خلاقیت کلودل موثر بود و هم چنین ارتباط نزدیک او با کارهای رودن کمک کرد تا آثار او بسیار غنی و پخته تر شوند و یا این آشنایی نقطه ای بود که موجب شد که کامیل سعی کند که از خودش فاصله گیرد. 
تمام این ها به کامیل کمک کرد تا او به پاسخ بسیاری از سوالاتش برسد و سبکی کاملا مدرن را در پیش گیرد. اما گاهی او احساس می کرد که خلاقیت و استعدادهایش در همنشینی با رودن در حال فروکش کردن هستند، استقلال هنری آن چیزی بود کامیل همیشه خواهان آن بود.


سردیس های کلودل از جمله بهترین آثار او می باشند مانند سردیسی که از رودن ساخت. او در این سردیس، رودن را با صورتی استخوانی و گردنی عضلانی و قوی نشان داده است و خود او نیز عنوان نموده که این ها ویژگی های ظاهری مورد علاقه رودن بوده اند. این سردیس عبوس و جدی او از استادش در تضادی آشکار نسب به کارهای دیگر او مانند "The tender "head of a child in Little Châtelaine قرار می گیرد. او در مجسمه یاد شده معصومیت و مظلومیت و فربگی جوانی را بی آن که بر اساس احساسات فردی باشد به نمایش آورده است.
مهارت کلودل در ساخت پیکره های انسانی در ابعادی عظیم همچون مجسمه "سن پختگی" ستودنی است. او همچنین در نشان دادن حالات درونی، اندوه، شهوت و رقص اغواگرانه زنان و مردان و جنسیت عناصر مانند چین و شکن های پارچه مهارتی قابل توجه داشت.
سرانجام هنر و توانایی های کامیل کلودل از میان خرابه های زندگی اش و از دل گمنامی خود نجات یافتند و در موزه ای به نام خودش خودنمایی می کنند و آثار وی هر لحظه زنده و تازه و مقتدر می باشند.


 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران