درباره ی سفر ادوارد هاپر به مکزیک

ادوارد هاپر در نقاشی هایش از نادیده ها و ناگفته ها می گوید

یا درباره ی سفر ادوارد هاپر به مکزیک

نوشته: نیک میلر[1]

ترجمه: امیرنادر الهی

 

 

ادوارد هاپر[2] را می توان یک نقاش شاعر دانست. نقاشی که هر تابلویش از ناگفته ها و نادیده های میان انسان پیرامون اومی گوید. با نگاه کردن به نقاشی های او ناگفته هایی را میان، او، هنراو و دنیای خودتان می بینید. گویی که هربار که با تلسکوپی به نقاش هایش نگاه می کنید، به چیزهای بیشتری پی می برید. شخصا فکر می کنم هاپر به آن چه که در زندگی برای ما پوچ و بی معنی است، زندگی می بخشد و می خواهد به ما بگوید هر چیزی که وجود دارد حتما دلیلی دارد. و نیزدرتابلوهایش برمفهوم تنهایی، خویشتن نگری و روانشناسی ما تاکید خاصی دارد. در همه آثاراو نوستالژی ماندگارو پایداری به چشم می‌خورد

 گرچه وی فردی آمریکایی است که با آثاری چون تابلوی"شب زنده داران"شناخته می شود، که  انزوای منظره خیابان گرینویچ درسپیده دم روزی درنیویورک و  تنهایی همسرش را درکافه  این شهرِبی روح به تصویرکشید. اما باید به نقاشی های مکزیکی هاپرنیزتوجه کرد.

 من بخشی از کودکی ام را در شهری که هاپر و همسرش، جو[3]، چند بار در آن اقامت کردند، گذراندم.  من هم ازهتل ها و رستوران هایی که اواغلب به آن جا می رفت دیدن کردم و به همان سقف هایی که او در تابلوهایش به تصویر کشید، خیره شدم و درکنارپنجره اتاق خوابم به صدای حیوانات گوش سپردم، گویی که درسرمای شب بیابانی هنوزدر جنب و جوش هستندبرای من نیز مناظر بی کران و دورِ مکزیک، کوه های سفیدپوش سالتیو[4] و چشم انداز های آن و مناظر شهر، برای همیشه در قلبم حک شده اند‌.

 هاپر می گفت مهمترین چیز برای من تداوم است. زمانی که شما سفر می کنید همه چیز زیبا جلوه می کند.

 او در تابستان ۱۹۴۳به همراه همسرش، برای الهام گرفتن بیشتر برای نقاشی هایش به مکزیک سفر کرد. نخستین مقصد آن ها مکزیکو سیتی بود ولی بعد به شمال رفتند و پس از پیمودن۵۰۰ مایل به سالتیو رسیدند همان شهری که من بخشی از کودکی ام رادرآن سپری کردم، شهری که آتن مکزیک لقب گرفته است چون درسده بیستم بسیاری ازروشنفکران رابه خود جذب کرد. او چند بار به آن جا و مناطق دیگر مکزیک رفته است.

وقتی هاپر می خواست برای نخستین بار به مکزیک برود، قصد داشت تا از نیویورک سیتی تاکیپ کُد[5]را در تعطیلات تابستان با ماشین بپیماید اما چون در آن زمان به خاطر وضعِ جنگی بنزین سهمیه بندی بود، مجبور شد تا با قطار از ایستگاه پِن[6]سفرش را آغاز کند. منظره کیپ کُد آرام بخش نبود چون از طرفی زیردریایی های آلمان در آن منطقه جولان می‌دادند و برای همین تهدید شده بود و از طرف دیگر هواپیماهای آمریکایی نیز برای مقابله با هر گونه تهدیدی در آسمان ها گشت می زدند.

 تعجب می کنم از این که هاپر و زنش جو و مسافران تصمیم گرفتند زندگی شیک و آرام خودشان رارها کنند و به  کیپ کُدو از آن جا به مکزیکوی شلوغ و پرهیاهو بروند. کسی چه می داند، شاید آن ها مخصوصا آرامش خود را برای رسیدن به ماجراجویی رها کرده بودند. زمانی که هاپر به مکزیک رسید از شلوغی و هیاهوی آن چندان خوشش نیامد ولی تصمیم گرفت از گوادالوپ[7] وکلیسای مشهورش، باغ های معلق خوچیمیلکو[8]، اهرام های باقیمانده از تمدن آزتک ها و صومعه سن آگوستین آکولمن[9]  دیدن کند. البته هیچ کدام ازاین ها برایش الهام بخش نبود وبعدازآن که باکاترین کو[10]  از پیشروان هنر آمریکا و مالک قبلی گالری شیکاگو که اکنون در موسسه هنر شیکاگو کار می کند؛ مشورت کرد، تصمیم گرفت تا به شمال کشور که سردتر و کم جمعیت تر بود نقل مکان کند‌

 سالتیو با آب و هوای کوهستانی و خشکش که دور تا دورش را کوه های زاپالینامه[11]  و سنگ هایِ سازندِ چهار متری گرفته بود که شهر و مردمش را حفاظت می کرد، مرکز ایالت کویریِکوآئویلا[12] است و در۲۵۰مایلی مرز آمریکا قرار دارد. هاپر و همسرش دربخش قدیم سالتیوکه پرتگاه یبیضی شکل ومملوازخانه های خشتی با معماری قدیمی استعماری قرن شانزدهم بود که کلیسای سن اِستبان[13]نیز در آن جا قرار دارد اقامت کردند.

در اولین دیدار شان از مکزیک در اتاقی در  گوآردادو هاووس[14]واقع در خیابانِ ویکتوریا[15]  نزدیک  یک رستوران در نزدیکی هتل اریسپه سِینس[16]مقیم شدند. در کل آن ها سه بار از سالتیو دیدن کردند. درمه ۱۹۴۶ پس از آن که سهمیه بندی بنزین لغو شد، آنها با ماشین از نیویورک و سپس از راه نیواورلئان[17]ازلارِدو[18]و از دریای عمیق و گِلی ریوگرانده[19]  که مرز آبی میان دو کشور بود، گذشتند. در آغاز، خرابی ماشین، هوای سرد ، پیدا کردن غذای مورد علاقه شان،مشکلاتی داشت ، وتصمیم گرفتند مدتی رادرآریسپه سِینس در خیابان  ویکتوریا  بگذرانند. دراتاقی که پنجره اش به سوی سقف تراسی بازمی شد که ادوارد هاپر با الهام گرفتن ازآن، تابلویی به سبکِ «فضای باز» از آن منظره کشید. آن ها یادگیریِ زبان اسپانیایی را شروع کرده بودند و این اقامت برای شان بسیار ثمربخش بود. اقامت هاپردر آن جا برایکشیدن نقاشی هایش الهام بخش بود. تابلوهای"کلیسای سن اِستبان" ( موزه متروپولیتن[20]،نیویورک)، "کاخ"،"سقف ها"،"سالتیو" ( که هردو در موزه ویتنی[21]،نیویورک نگهداری می شوند) وتابلوی "سازندگی درمکزیک" حاصل این اقامت بود.

البته هاپر شیفته سالتیو نشده بود. چون سالتیو خیلی مدرن و پیشرفته بود و چندان برای هاپر الهام بخش نبود. هاپرها پس از یک ماه اقامت در سالتیو، تصمیم گرفتتد برگردند. اما آب و هوا با آن ها یار نبود و باران و گرما نمی گذاشتند که هاپر به راحتی بتواند کلیسای سن استبان را روی بوم نقاشی کند‌. آن ها در دسامبر ۱۹۵۲ به سالتیو بازگشتند. به امید آن که این بار از آب وهوایی معتدل وبه دورازگرمای شدید تابستان،لذت ببرند،سفرشان را تاجنوب شهرادامه دادند در آن جا هاپر دوتابلوی آبرنگ کشید. دراواخر۱۹۵۵ هاپر ها از   مونته ری[22]دیدن کردند ولی بیمار شدن هر دوی آن ها، باعث شد تا به نیویورک بازگردند

هاپر در آگوست ۱۹۴۳ که برای اولین بار به سالتیو رفته بود، در نامه ای به دوستِ نیویورکی و تاجرش، فرانک رِن، در مورد اقامتش چنین نوشت:

"اواخر ژوئیه مکزیکو سیتی را به مقصد سالتیو ترک کردیم و تا امروز در سالتیو هستیم. آب و هوای خوب و تپه های جالبی دارد. بسیار مشکل است که به تپه ها نزدیک شد و اگر ماشین داشتیم، باز می شد در آن حوالی پرسه زد ، با وجود این، چند تابلوی آبرنگ کشیدم.  

از این نامه چنین بر می آید که هاپر بسیار به ماشینش محتاج بوده و آن روزهای جنگ او را از این بابت آزرده خاطر کرده است."

هتل ، دو بلوک بالاتر از منطقه آلامِدا[23]قرار دارد. اگرچه دوستان هاپر در سالتیو گفتند که چند خانه ای که هاپرها مقیم بودند، همگی اکنون خراب شده اند. دو خانه در طرف چپ هتل آریسپه سِنس هم روزی توسط هاپرها در تعطیلات اجاره شده بود. اما اکنون ظاهرش با زمانی که هاپرها و من آن جا بودیم، به کلی تغییر کرده است

هاپر تابلوی آبرنگی از خود و همسرش در درون ماشین در دره سن آنتونیو دِ لاس آلاساناس [24]نزدیک آرتِه آگا[25]کشید. گویا او از رانندگی در جاده های نزدیک به کوه و طبیعت وحشیِ چیهوآهوآن[26]لذت می برد و به دیدن "جزایر آسمانی" نیز علاقه داشت. که با آب و هوای سرد و مرطوبش مملو از آبشارها، کوه ها، جنگل های مینیاتوری و سرخس ها بود. کمی آن طرف تر گیاهان بیابانی به چشم می خورد. بیشتر نقاشی های مکزیکی هاپر در همین کوه ها و کوه پایه های بیابانی کشیده شده است.

 

 

منبع:

https://thesalsacollective.wordpress.com/2015/12/11/edward-hopper-and-saltillo-mexico-guest-blog-by-nic-miller/

 

 

[1]. Nic Miller

[2]. Edward Hopper

[3]. Jo

[4]. Saltillo

[5].Cape  Code

[6]. Penn

[7].Guadaloupe

[8].Xochimilco

[9].San Agustin Acolman  

[10]. Katherin Kuh

[11]. Zapalinamé

[12].Coahuila

[13].San Esteban

[14].Guardado house

[15].Victoria

[16]. Arizpe Sainz

[17].  New Orleans

[18]. Laredo

[19]. Rio Grande

[20].  Metropolitan

[21]. Whitney

[22]. Monterey

[23]. Alameda

[24]. San Antonio de las Alazanas

[25]. Arteaga

[26]. Chihuahuan

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران