در حالتي مسخ‌واره

 در حالتي مسخ‌واره

نوشته ي نويد جهانبخش

بر نمايشگاه  اتاقِ اعترافِ محمودِ حق وردي لو

طراحي‌ها همه با مداد و با وسواسِ ويژه‌اي از کنارِ هم قرار گرفتنِ خطوطِ تيره و روشنِ هاشور مانند شکل گرفته‌اند. در بيشترِ تصاوير با کنتراستِ بالايي روبه‌روي‌مان مي‌کند، که از تاريکي‌هايِ گوشه‌ي ديوار تا نورِ شديدي که از پنجره‌ي اتاق به درون مي‌تابد و سايه‌ي گربه‌اي که رويِ ديوار مي‌دود را به خوبي ترسيم کند. فيگورها عموما در حالتي ساده و با کمي در هم پيچيدگي ترسيم شده‌اند که در بسياري از نقاط، قدرت اجرا و ديدِ طراحانه‌ي هنرمند را به خوبي نمايش مي‌دهند. استفاده از پارچه که از عناصرِ مفيد برايِ تقويتِ کنتراست در اين مجموعه به شمار مي‌رود در تمامِ طراحي‌ها گاه به عنوان پوششي رويِ بدنِ مرد و گاه به عنوانِ پرده‌ي رويِ پنجره و... ديده مي‌شود که به سادگي به گردشِ تيرگي و روشني در تصاوير کمک مي‌کند.

مردها که در اغلبِ آثار،خودِ هنرمند هستند، در حالتي مسخ‌واره، گويي که به تازگي از خواب بيدار شده باشند تصوير شده‌اند. عموما دراز کشيده در تخت خوابِ خود و در لحظه‌اي از خواب، يا در حالِ واکنشي ميانِ خواب و بيداري ديده مي‌شوند: گويي از صدايي بيروني، يا چيزي در خواب با نوعي از غافل‌گيري در حال بيدار شدن همراه با واکنش هستند و يا عميقا به خوابِ خود ادامه مي‌دهند و با حضورِ عينکِ شناي رويِ صورت به نظر تاکيدي بر غرق شدن در چيزي( شايد خودِ خواب) مي‌کند. حالتِ اغما و مسخ شدگي، ويژگيِ مشترکي‌ست که درطراحي‌هايِ حق وردي لو در مجموعه‌ي " اتاقِ اعتراف" به وضوح ديده مي‌شود.

فضايِ آثار، همه در محيطي بسته و تنها در يک اتاق سپري مي‌شود: اتاقي که هنرمند آن را به محيطي شبيه به انديشه‌ي خود تشبيه مي‌کند. از فضايِ خصوصيِ اتاق و برهنگي شخصيت‌هاي درونِ آثار، به سادگي مي‌توان خصوصي بودنِ فضا را دريافت؛ فضايي که محيطي مساعد را برايِ  آنِ دغدغه‌هايِ شخصي محمود حق وردي لو فراهم مي‌کند تا بتواند " باحضورِکمترين عناصرورنگ " روايتي از تجربه‌ي زيسته‌ي خود را برايِ مخاطب ترسيم کند؛ تجربه‌اي که به يقين با خيال پردازي، درد، آشفتگي و انزوا همراه بوده است. هيچ زني در اين مجموعه حضور ندارد و هيچ اشاره‌اي به حضورِ شخصيتي بيروني که نقشي ويژه را در زندگيِ فردِ محبوس در اتاقِ اعتراف، ايفا کند ديده نمي‌شود. شايد تنها وسايلي کوچک و نشانه‌هايي ظريف بتواند اشاره‌اي مختصربه حضور شخصيتي ديگر در اين فضا داشته باشد.

در تمامِ اتاق‌ها تنها يک نورگير به شکلِ پنجره‌اي ديده مي‌شود که گاه بي هيچ مانعي نوري شديد را به درونِ اتاق سرازير مي‌کند و گاه تنها از اطرافِ پرده‌ي روبه‌رويِ آن به درونِ اتاق مي‌خزد و اندکي روشنايي به تصوير اضافه مي‌کند. کم‌بودنِ منبعِ نور در تصوير، حتي در نقاطي که نوري شديد و قدرت‌مند را منعکس مي‌کند، به سادگي فضايي نااميد کننده را برايِ مخاطب ترسيم مي‌کند، فضايي که به تعبيري مي‌تواند شخصيت را محبوس در اتاق نشان دهد وعدمِ حضورِ درِ خروجي، در تمامِ تصاوير (همان‌طور که هنرمند هم در استيتمنتِ نمايشگاهش تاکيد مي‌کند) بر اين موضوع صحه مي‌گذارد. اما اين نا اميدي‌ها را چگونه مي‌شود برداشت کرد؟ استعاره‌هايي که محمود حق وردي لو مي‌خواهد ما را با آن روبه‌رو کند چگونه تعبيري را در ذهنِ ما شکل مي‌دهد؟

در کنارِتخت‌ها، دست‌مالِ رولي، لباس‌ها، زير سيگاري و... به شکلي بي اهميت، شلخته و نديده شده طراحي شده‌اند؛ انگار ديگر حتي انرژيِ تلاش برايِ بيرون آمدن از آن اتاق، پوشيدنِ لباس يا هيچ عملِ ديگري وجود ندارد، گويي ديگر اميدي برايِ هيچ عملي در اين فضا ديده نمي‌شود.در اتاقِ اعترافِ محمودِ حق وردي لو، نه فردِ معترف، قصدي برايِ ترکِ محيط را دارد و نه به نظر مي‌رسد کسِ ديگري قرار است به آن‌جا بيايد. همه چيز بر انزوا و اسارت فرد در اين محيطِ کوچک تاکيد مي‌گذارد . از خود مي‌پرسم آيا اتاق برايِ محمود مي‌تواند تعبير ويژه  اي از جغرافيا باشد؟ ا آيا گربه‌ي رويِ ديوار که در يکي از آثار سايه‌اش در اتاق افتاده است نشانه است؟ آيا تير باران شدنِ هنرمند در خواب چيزي از کودکيِ او را  در خود دارد؟ خاطره‌اي، حرفي، تجربه‌اي نگفته، که در اين مجموعه هنرمند سعي در اعترافِ آن دارد... تجربه‌هايِ حق وردي لو را نگاه مي‌کنم، روايتي تلخ و سياه و سفيد از خط‌هايي کوتاه و خشن کنارِ هم. آيا من، ما هم در اتاقِ اعتراف‌مان فضايي اين چنين نداريم؟ فضايي تنها، دردمند،همراه با کابوس‌هايي که گاه و بي گاه به سراغِ خواب‌هاي‌مان مي‌آيند...

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران