دوباره انتزاع

دوباره انتزاع[1]؟

نوشته‌ي چارلز دارونت[2]

ترجمه ي شيوا قنبريان

 

در سال 1940، پيت موندريان[3] از انگلستان به آمريکا سفر مي‌کند و در نيويورک مستقر مي‌شود. سه سال بعد، در همين شهر از دنيا مي‌رود. دو سال قبل از آن، اين هنرمند نئو-پلاستيکِ[4] هلندي در لندن زندگي مي‌کرد. موندريان به لندن نقل مکان مي‌کند نه به دليل وحشت از جنگ بلکه به خاطر گفته‌ي آلفرد اچ بار[5]، بنيان‌گذار موزه‌ي هنر مدرن در نيويورک که گفته بود انگلستان تنها مکاني هست که هنر انتزاعيِ ناب در آن زنده است. آلفرد اچ بار، اشتباه مي‌کرد!

انگليسي‌ها هميشه رابطه‌اي عجيب و غريب با هنر انتزاعي داشته‌اند. گاهي به نظر مي‌رسيد که هنر انتزاعي در انگلستان، در شُرفِ تبديل شدن به سبک ملي است. اين جريان به سال 1938 برمي‌گردد. زماني‌که موندريان به انگلستان نقل مکان مي‌کند. نقاشاني هم‌چون بن نيکلسون[6] و جان پايپر[7]، آثار انتزاعي نابي را خلق مي‌کردند که به طور جدي تحت تأثير هنرمندان هلندي بود.

1- نقاشي انتزاعي اثر بن نيکلسون

          

    2- نقاشي انتزاعي اثر جان پايپر

در سال 1940، زماني‌که موندريان انگلستان را به مقصد آمريکا ترک مي‌کند، هنر انتزاعي در انگلستان به طور غير رسمي ممنوع مي‌شود. اما دوباره در دهه‌ي 1960 بر سر زبان‌ها مي‌افتد و مشهور مي‌شود. مهم‌ترين آثار انتزاعي اين دوره متعلق به نقاشاني چون بريجيت رايلي[8] و پاتريک هرن[9] است.

3- نقاشي انتزاعي اثر بريجيت رايلي      

  4- نقاشي انتزاعي اثر پاتريک هرن 

 

                                                

اما اين دوره‌ي بازگشت به نقاشي انتزاعي در انگلستان دهه‌ي 1960، عمري کوتاه داشت. چرا که اين بار کليت نقاشي مورد هجوم قرار مي‌گيرد. هجومي که از سيستم آيروني (کنايه‌پردازي) پست مدرنيسم و سخت‌گيري‌هاي نظريِ هنر مفهومي نشأت مي‌گيرد. به اين ترتيب نقاشي انتزاعي، به طور ويژه، به دليل ماهيتش که اغلب با سختي بسيار به واژه درمي‌آيد، مورد هجوم قرار مي‌گيرد.

به اين ترتيب ديدنِ نمايشگاهي از آثارِ پنج هنرمند منتخب (دانش آموزان فيناليست)، هيجان‌انگيز است. مانند آثار ديگر منتخب‌ها، اين نمايشگاه، حقيقتي را درباره‌ي انتزاع، فارغ از هر گونه وسيله‌ي تأييد شده‌ي جهاني، پيشنهاد مي‌کند. به طور کلي، هنر انتزاعي خارج از مسير اصلي هنر قرار نمي‌گيرد. بلکه هنر انتزاعي عبارت است از بخشي از فرآيند خلق آثار هنري از طريقِ "قطع کردن و به جلو راندنِ[10]" مسيري که ما در حال حاضر در آن هستيم. هر يک از اين پنج هنرمند در اين نمايشگاه، کاملا معاصر هستند و در راهي که هر يک در پيش گرفته‌اند با مسائل هم‌عصرشان درگير هستند. اين هنرمندان هم‌چنين جوان هستند. ميانگين سنِ هنرمنداني که در اولين نمايشگاه abstract critical Newcomer Awards انتخاب شدند، 27 سال بود. اين موضوع به طور ضمني به يک مسئله‌ي جالب اشاره دارد.

نقاشي انتزاعي، در بيشتر مدارس هنري انگلستان، حداقل به مدت 20 سال گذشته، پيرو شيوه‌هاي مرسوم نبوده است. بر فرض اگر شخصي مايل مي‌بود درباره‌ي هنر اينستاليشن[11]، هنر اجرا[12] و يا ويدئو ياد بگيرد و يا جريان‌هاي مربوط به آن‌ها را دنبال کند، هيچ فقدان و کمبودي براي پيگيري اين هنرها و آموزگاراني که وي را در بطن اين هنرها قرا دهند وجود نداشت. در حالي‌که در مدارس انگلستان بعد از جنگ جهاني دوم، نقاشان انتزاعي فرصتي بسيار کم‌تر در اختيار داشته‌اند. به طور وسيع دانش آموزان مي‌بايست انتزاع را دوباره خلق مي‌کردند و آن را ارتقاء مي‌دادند. در حالي‌که به طور هم زمان، آلماني‌ها سنتي قوي‌تر داشتند تا آن را دستاويز خود قرار دهند. اين که در سال‌هاي اخير، تنها جايزه‌ي نقاشان انتزاعي در انگلستان، جايزه‌ي ترنر[13] است، اتفاقي نيست! تنها جايزه‌اي که براي نقاشان انتزاعي در نظر گرفته شد و ارتقاء پيدا کرد.

در اين دوران، هنر انتزاعي به همان تازگي و نو بودنِ دستاوردهايش است. براي پاسخ داده به اين پرسش که "انتزاع چيست؟" پنج هنرمند شرکت کننده در اين نمايشگاه، پنج پاسخِ متفاوت را به واسطه‌ي آثارشان بيان کرده‌اند. در نگاهي اجمالي زارا ايدلسون[14] در تابلوي "در باغ[15]" به نظر مي‌رسد که سنت شعريِ انگلستان را دنبال مي‌کند. اگرچه نگاهي دوباره به اين تابلو، چيزي خشن‌تر و خطرناک‌تر پيشنهاد مي‌کند که در حال وقوع است!

5- نقاشي انتزاعي اثر زارا ايدلسون

 

دَن روآچ[16] نيز تاريخ انتزاع را درک مي‌کند. مردم دنيايِ آثار انتزاعي وي را با شکل‌هاي شش ضلعي به مانند شبح‌هاي لرزان که جمع  و متفرق مي‌شوند (مانند سلول‌هاي زنده) درک مي‌کنند.

 6-نقاشي انتزاعي اثر دن روآچ

 در نقاشي‌هاي سياه، مانند برف[17] اثر گوئنان توماس[18] ، خودِ نقاشي مانند نامش، با ايده‌هاي زيبايي از طريق انصراف دادن از آن‌ها، بازي مي‌کند.

-اثر گوئنان توماس

لبه‌هاي نقاشي انتزاعي جک سوزرلند[19] به نام Prosecution of the Grand Dreamبه سمت انتزاع هندسي حرکت مي‌کند در حالي‌که هم زمان ما را به دنياي رؤياييِ سه بعدي نما و دقيقي، هدايت مي‌کند.

 مجموعه‌ي Looking Good اثر کتي کيرباچ[20]، شکل‌هاي بسيار دقيق و قواعد ريزبين و ظريف را براي نيل به نتيجه‌اي غير قابل پيش‌بينيِ رمزي و شاعرانه، به خدمت مي‌گيرد.

در اين نمايشگاه، صدايي واحد از آثار به گوش نمي‌رسد. همان طور که از ماهيت هنر انتزاعي انتظار مي‌رود، آثار هر يک از پنج هنرمندِ مذکور، حال و هوا و فضاي ويژه‌ي خودش را دارد. تنوع مقياسي‌ست از قدرت و نشانه‌اي‌ست از رشد و بالندگي! شايد نظر آلفرد بار، بنيان‌گذار موزه‌ي هنر مدرن در نيويورک، که گفته بود انگلستان تنها مکاني هست که هنر انتزاعيِ ناب در آن زنده اس، درست باشد! چرا که تمامِ اين آثار متنوع و ناب در انگلستان شکل گرفته‌اند.   

 

 

 

 

 


[1]- Abstraction again?

[2]-  : Charles Darwentمنتقد هنري درIndependent on Sunday

[3]- Piet Mondrian

[4]- Neo-Plasticist

[5]- Alfred H Barr

[6]- Ben Nicholson

[7]- John Piper

[8]- Bridget Riley

[9]- Patrick Heron

[10]- cut-and-thrust

[11]- installation

[12]- performance

[13]- Turner-Prize-winning

[14]-Zara Idelson

[15]-In the Garden

[16]- Dan Roach

[17]- Black, like snow

[18]- Gwenann Thomas

[19]- Jack Sutherland

[20]- Katy Kirbach

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران