درباره‌ي توماس گلاوينيچ

درباره‌ي توماس گلاوينيچ

ترجمه‌ي کتايون سلطاني

 

نويسنده‌ي اتريشي، «توماس گلاوينيچ»[1]، متولد ????ميلادي در شهر «گراتس» است که به‌همراه همسر و پسرش در وين زندگي‌مي‌کند. قبل‌از آن‌که نويسنده شود، زندگي‌اش را با نوشتن آگهي‌هاي تجاري و تاکسي‌راني و کار در معدن مي‌گذراند.

گلاوينيچ از کودکي، عاشق نوشتن بود و هميشه با اعتماد‌به‌نفس، به هم‌کلاسي‌هايش مي‌گفت که بالاخره يک‌روز نويسنده خواهدشد. پدر و مادرش، هرگز، او را براي دستي‌يابي به اين آرزو هم ‌ياري‌نکردند؛ چراکه معتقد بودند بايد دنبال حرفه‌اي جدي‌تر برود.

اولين رمانش، «علاقه‌ي کارل هافنر به نتيجه‌ي مساوي»، در سال ????ميلادي، به‌چاپ رسيد. اين رمان برمحور مسابقات قهرماني‌ي شطرنج دنيا در سال ????ميلادي، دورمي‌زند. «امانوئل لاسکرِ»[2] معروف که هرگز در شطرنج از کسي شکست نخورده‌است، درحين بازي،‌ مرتکب اشتباهي مي‌شود که فقط از يک مبتدي، ممکن است سر بزند. بعد امانوئل لاسکر که همه او را به‌عنوان فيلسوف، رياضي‌دان و شاعر هم مي‌شناسند، به اجبار، بايد با جواني به اسم «کارل هافنر» بازي‌کند؛ با شطرنج بازي که تاکنون براي همه ناشناس بوده است. «ديلي تلگراف» اين اثر را که رماني روان‌شناسانه است و درعين‌حال، مناسبات اجتماعي‌ي دوران سلطنتي اتريش را به‌نمايش مي‌گذارد به‌عنوان کتاب سال معرفي کرد، کتابي که به چند زبان ترجمه‌شد و گلاوينيچ به‌خاطرش چند جايزه گرفت. نوشتن اين کتاب از علاقه‌ي ويژه‌ي گلاوينيچ به شطرنج هم حکايت دارد. چون خودش هم از پنج سالگي شطرنج بازي‌مي‌کند و در سال ???? ميلادي، در مسابقات شطرنج نوجوانان اتريش، مقام دوم را کسب‌کرده‌است.

رمان بعدي‌اش، کتابي به اسم «آقاي زوزي» بود که در سال ???? به‌چاپ رسيد. موضوع کتاب، فوتبال و نقش مخرب سوء‌استفاده‌هاي مالي از اين ورزش مردمي است.

سال ???? رماني به اسم «قتل از پشت دوربين» را نوشت که رمان جنايي‌ي بسيار موفقي بود و جايزه‌ي «فريدريش گلاوزر» را نصيبش‌کرد.

در سال ???? ميلادي، کتاب بعدي‌اش «چگونه بايد زيست» را منتشرکرد. رماني که پرفروش‌ترين و پرخواننده‌ترين کتاب سال شد و به‌گفته‌ي منتقدين ادبي بهترين کتاب سال بود. اين رمان، در سال ???? ميلادي، در سينما هم اکران شد.

سال ???? ميلادي، کتاب بعدي‌اش، رماني به اسم «کارِ شب» به‌عنوان کتاب سال انتخاب‌شد و هنوز که هنوز است يکي از محبوب‌ترين کتاب‌هاي آلماني‌زبان به‌حساب مي‌آيد. داستاني بي‌نهايت هيجان انگيز که از تنهايي‌ي ناگهاني‌ي جواني به اسم يوناس حکايت مي­ کند؛ جواني که يک روز صبح، ازخواب بيدارمي‌شود و مي‌بيند که جز خودش هيچ‌کسي در دنيا نيست.

رمان ديگرش «اي بابا، اين‌که خودم هستم» در سال ????ميلادي، منتشرشد و در فهرست نهايي‌ي نامزدهاي جايزه‌ي کتاب سال آلمان قرارگرفت.

رمان بعدي‌اش  «آرزوهاي جاندار» هم جزء نامزدهاي دريافت کتاب سال آلمان در سال ???? ميلادي، بود.

در سال ????، دو کتاب از گلاوينيچ منتشر شد: «ليزا» و «سفر به‌نام خدا»

سال ????، کتاب ديگرش «معجزه‌ي بزرگ‌تر» به‌چاپ رسيد. اين کتابش هم نامزد دريافت جايزه‌ي کتاب سال آلمان شد.

 آخرين کتابش رماني به اسم  «من و ماشين تحريرم» در سال ????، به‌چاپ رسيد.

  «کارِ شب»،  «آرزوهاي جان دار» و  «معجزه‌ي بزرگ‌تر» در‌واقع، نوعي سه‌گانه هستند. سه‌گانه‌اي که به سه‌گانه‌ي يوناس معروف است.

اما اين سه‌گانه، برخلاف سه‌گانه‌هاي رايج، داستاني دنباله‌دار نيست. چيزي که باعث‌مي‌شود از اين سه کتاب به‌عنوان سه‌گانه، نام‌ببرند اين است که در هرسه‌ رمان، شخصيت اصلي‌ي داستان، جواني ??ساله، به‌اسم يوناس است، جواني که روح و روانش در گروي عشق زني به‌نام «ماري» است.

از اين گذشته پرسش‌هاي بنياديني که ذهن نويسنده را به‌خود مشغول مي‌کند در هر سه کتاب تکرار مي‌شوند.

در کتابِ «کارِ شب» يوناسِ سي‌و‌پنج‌ساله، روزي از روزها ازخواب بيدارمي‌شود و مي‌فهمد که آخرين انسان کره‌ي زمين است. در کتاب «آرزوهاي جاندار» يوناس با واقعيتي دردناک روبه‌رو مي‌شود: اين‌که چيزهايي که يواشکي و در دل آرزو‌مي‌کند همگي به‌وقوع مي‌پيوندند. اما در رمان «معجزه‌ي بزرگ‌تر» هم باز با پديده‌هايي هم‌چون ترس، تنهايي انسان و عشق به مثابه‌ي تنها راه نجات روبه‌رو هستيم.

خودش مي‌گويد در رمان «کارِ شب» به پديده‌ي ترس پرداخته‌است، در رمان «آرزوهاي جان‌دار» به عشق و در «معجزه‌ي بزرگ‌تر» به موضوع تنهايي‌ي انسان. اما درتمام اين کتاب‌ها ما با هر سه موضوع سروکار داريم. موضوع ديگري که در هر سه کتاب مشاهده‌مي‌شود، قدرت و توان بي‌حدوحصر است. در کتاب «کارِ شب»، يوناس به‌عنوان آخرين انسان جهان مي‌تواند دست‌به هر کاري که دوست دارد، بزند. در کتاب بعدي، بااين‌که نمي‌تواند به‌طور مشخص بگويد چه آرزوهايي دارد، متوجه مي‌شود که تمام چيزهايي که به‌طور ناخودآگاه آرزو مي‌کند به حقيقت مي‌پيوندند. و در آخرين کتاب به‌قدري ثروتمند است که از پس تمام خواسته‌هاي ريز و درشتش برمي‌آيد و از اين گذشته، حامي‌اي دارد که مي‌تواند ناممکن‌ترين آرزوهايش را برآورده‌کند.

اين سه‌تا يوناس با آن‌همه توانايي و قدرتي که دراختيار دارند چه مي‌کنند؟ شگفت‌انگيز بودن اين سه‌گانه در اين است که روند هيچ‌کدام‌شان آن‌طوري نيست که ما انتظار داشته‌ايم. يوناسِ تک و تنها سعي‌مي‌کند خانه‌اي را که توي‌اش بزرگ‌شده‌است باز به‌شکل گذشته دربياورد و رفته‌رفته متوجه‌مي‌شود که خودش بزرگ‌ترين دشمن خودش است؛ دشمني که شب‌ها دست‌به‌کار مي‌شود. «کارِ شب» مي‌تواند سناريويي براي فيلم‌هاي وهم‌انگيز و هول‌ناک باشد. زيرا فيلم‌هاي ويديويي که يوناس از فعاليت‌هاي شبانه‌ي خودش مي‌بيند از فيلم‌هاي ترسناک هاليوودي هم به‌مراتب تکان‌دهنده‌تر‌اند و خواب را ازچشم مي‌ربايند.

در کتابِ «آرزوهاي جان‌دار» آرزوهاي پنهاني‌ي يوناس، براي جهان و اطرافيانش فقط مرگ و استيصال به‌بار مي‌آورد. اما بزرگ ترين آرزوي يوناس اين است که براي يک لحظه هم که شده طعم صداقت و درست‌کاري را بچشد.

در کتاب سوم، يوناسِ مولتي‌ميلياردر، ساليان سال، خودش را توي يک اتاقک حبس‌مي‌کند؛ با ماشيني که پشتش اتاقک دارد، از قاره‌اي به قاره‌ي ديگر مي‌رود و با لذتي جنون‌آميز، مدام، زندگي‌اش را به‌خطر مي‌اندازد و با ديوانه‌هايي مثل خودش از کوهِ اِوِرست بالامي‌رود و در دل به عشق بزرگش ماري مي‌انديشد.

هر سه‌ي اين رمان‌ها بي‌نهايت هيجان‌انگيز و خواندني‌اند. گلاوينيچ علاوه‌بر آن‌که نثر شيوايي دارد ما را درگير پرسش‌هايي فلسفي و بنيادين نيز مي‌کند؛ اما اين کار به‌هيچ‌وجه باعث سخت‌خوان شدن کتاب‌هايش نمي‌شود. به‌قول معروف، نويسنده‌ي خوب بايد هم معلم باشد و هم ساحر. گلاوينيچ به‌راحتي از پس هر دو کار بر‌مي‌آيد.

متأسفانه، تاکنون، هيچ يک از کتاب‌هاي گلاوينيچ به فارسي ترجمه نشده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1]. Thomas Glavinic

[2]. Emanuel lasker

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران