جان اَشبري و شعرِ پست-مدرنِ آمريکا

جان اَشبري و شعرِ پست-مدرنِ آمريکا[i]

ترجمه ي رضا پرهيزگار

جان اَشبري، شاعر هشتادوشش ساله و اميرالشعرايِ سابقِ نيويورک،را از شعرايِ نمونه- وارِ "پست-مدرن، ويکي از بزرگ ترين شاعران آمريکائي سده يِ بيستم دانسته اند. تقريبن همه يِ جايزه هايِ معتبرِ شعر، از جملهجايزه يِپوليتزر، جايزه مليِ شعر، جايزه يِ شاعران جوانِ دانشگاه ييل، جايزه يِ بولينگن، جايزه يِ شعرِ روت ليلي، جايزه يِ بين الملليِ گريفين، و سرانجام، کمک هزينه يِ تحصيلي مک آرتور ويژه "نوابغ" را از آن خود کرده است. نخستين کتاب او، با نامِچند درخت(1956)، برنده جايزه شعرِ جوانانِ دانشگاه يِيل شد. قولي ست مشهور که دبليو. اِچ. آدن، که داوري جايزه را به عهده داشت، بعدها اعتراف کرد که حتي يک کلمه از شعرهايِ اثر برنده، سر در نياورده است.

        در 1927 در روچسترِ نيويورک متولد شد.در دانشگاه هايِ هاروارد و کلمبيا ادبيات و زبان انگليسي و در دانشگاه نيويورک فرانسه خواند. در 1955 بورسِ فولبرايت اورا به پاريس کشاند و ده سال در آن جا ماندگار شد. درپاريس منتقد هنريِ هرالد تريبون شد. در بازگشت به نيويورک، ويراستار مجله يِ اخبارهنري شد، و هم زمان در کالجِ بروکلين درس نويسندگي مي داد.

 شعر اَشبري، خوانندگان را به چالش مي گيرد تا تماميِ پيش-فرض ها پيرامونِ قصد، مضامين و استخوان-بنديِ سبکيِ شعر را، به سودِ ادبياتي که بر محدوديت هايِ زبان و فرّار بودن و ناپايداريِ آگاهي تأمّل و انديشه مي کند، به کناري نهند.ويليام لوگاندرنشريه يِ نيوکريتيريون (معيارِ نو) مي نويسد:" شاعران اندکي بوده اند که عطشِ ناپاکِ ما برايِ معني را  اين گونه هوشمندانه به بازي گرفته وآشکارا آزار داده باشند. اَشبري به ما يادآور مي شود که بيشترِ شاعراني که به اصطلاح معني به ما هديه مي کنند، نمي دانند درباره چه چيزي حرف مي زنند." ستيوِن کاچ، مقاله نويسِ بررسيِ کتابِ نيويورک تايمزصدايِ شعريِ اَشبري را " نجوائي خاموش و درعين حال غيرقابلِ فهم و هوشمند، همراه با آهنگي تپنده  وغريب " ،توصيف مي کند که "ميانِ لحظه هايِ اوجِ روشني خيره کننده و خيزآبه هايِ تيره گي ورخوت و سکون، در نوسان است."

درگيري، اَشبري با دنيايِ هنر نقاشي، به ويژه اکسپرسيونيزمِ انتزاعي، شعر او را بسيار تحت تأثير قرار داده است. در مصاحبه اي مي گويد: " سعي مي کنم واژه را به شکلي انتزاعي به کار ببرم همان گونه که نقاش رنگ را به کار مي برد، ...کم وبيش به شکلي ناخودآگاه، نقاشيِ مدرن، کوبيسم و اکپرسيونيسم انتزاعي، بر من تأثير داشته اند. البته شعر نوشتنِ من شباهتي به خالي کردنِ سطلي از واژه بر صفحه يِ کاغذ، کاري که پولاک بارنگ مي کرد، ندارد. بسيار غيرِ مستقيم تر از اين حرف هاست. وقتي تازه از دانشگاه بيرون آمده بودم، اکسپرسيونيزمِ انتزاعي چيزي بود که بيشتر از همه هنرها آدم را به هيجان ميء آورد. البته موسيقي و فيلمِ تجربي هم بود، اما شعر در مقايسه با آن ها کاملن سنتي به نظر مي رسيد، وبه گمانم هنوز هم، چنين است. مثلن، نقاشيِ پيکاسو از زني با دو بيني را مي پذيرند، اما همين تلاش در شعر، همان مخاطبان را گيج و مبهوت مي کند."

سبک شعريِ اّشبري، وتأثيرِ او برشاعرانِ جوان تر، موضوعي پر مناقشه بوده است. خودش در مصاحبه اي مي گويد: "فکر مي کنم، به طور کلي، نوعي بي احتياطي در شعر من وجود دارد. فکر کنم در نظرِ بسياري از مردم، اين که اصلن شعر هست يا نه، قابل بحث است، وبراي خودم هم، اين گونه است." هلن وندلر در نيويورکر سبک اورا "خود-انعکاسي، چند صدائي، به شکلي ناآشکار روائي، سرشار از فرهنگِ عامه و در عين حال، تلميحاتِ متعالي" مي داند و معتقد است شعر او " آن چنان تأثيرگذار بوده است که مقلدانِ بسياري پيدا کرده است." گرچه حتي سرسخت ترين موافقان شعر او اذعان دارند که خواندن شعر او اغلب دشوار و فهمِ آن به طور عمدي مشکل است،بسياري از منتقدين اتفاق نظر دارند که، که سبکِ روان او تنها يک دغدغه يِ اصلي را در شعرش باز تاب مي دهد: تحميلِ نظمي خودخواسته بر جهاني از تغيير مدام، آشوب و سيلان.اُشبري مي کوشد در شعرش جريان ادراک هائي، که خودآگاه آدمي از آن ها تشکيل شده، را بازتاب دهد. شعرش نابسته-پايان و چند لايه است، زيرا، زندگي نيز چنين است. در مصاحبه ديگري با بريان اّپليارد در تايمز لندن مي گويد: " هيچ گزاره يِ مستقيم و سرراستي در زندگي نمي بينم. شعر من بازنمائي و تقليد از نحوه يِ رسيدنِ آگاهي و دانش به من است ـــــــ پراکنده، نامنظم و غيرمستقيم. گمان نمي کنم شعري که با طرح هاي منظم و روشن سامان يابد، بتواند چنين وضعيتي را بازتاب دهد. درست است، شعر من ازهم گسيخته است؛ خب،زندگي نيز چنين وضعي دارد."

شعر او، اغلب، بدون پيوستگي و استمرار، از تصويري به تصوير ديگر مي لغزد، و اين برخي از منتقدين را وا مي دارد تکنيک اکسپرسيونيستي اورا ستايش کنند، و بالعکس برخي ديگر اورا به آفريدن هنري ناخوانا، و حتي بي معني  مدرن متهم مي کنند.

 

 

 

                                             

 

[i]در نوشتن اين مقدمه از تارنمايِ جهاني ونيز کتاب:Geddes G(ed.).

Th  20thCentury Poetry & Poetics (1999). Oxford University Press, CanadaGeddes G(ed.).Th  20th Century Poetry & Poetics (1999). Oxford University Press, Canadaاستفاده کرده ام. م.

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران