ویلیام د کونینگ

ویلیام  د کونینگ 
ترکیب بندی

بریجت آلسدورف

ترجمه ماندانا مجیدی


هر چند ویلیام دکونینگ اغلب به عنوان مبدع نقاشی اکشن شناخته می شود، که ابزارهای انتزاعی، بسیار رسمی و حسی نمایش را در آثار خود به کار می برد، او معمولاً با واقعیت های عینی کار میکرد و کار خود را با فیگورها و مناظر آغاز نمود. از سال هزار و نهصد و پنجاه تا هزار و نهصد و پنجاه و پنج، د کونینگ مجموعه ی معروف خود به نام "زنان" را تکمیل نمود، که در آن فرم-های انسانی را با به کارگیری رنگ های مهاجم، رنگ های پررنگ، با پخش گسترده ی رنگ در اکسپرسیونیسم انتزاعی در هم آمیخت. این "پرتره های" زنانه نه تنها به خاطر حس شهوت عامیانه و رنگ های زننده ی خود، بلکه به خاطرنمایش فیگورها نیز تحریک-کننده اند، انتخابی که بسیاری از هم عصران اکسپرسیونیست انتزاعی د کونینگ آن را پسرفت خوانده اند، اما دکونینگ در طی دهه های بسیار باز به آن سبک بازگشت.  
ترکیب بندی به عنوان پلی میان "زنان" و سایر مجموعه آثار د کونینگ عمل می کند، که به گفته ی منتقد توماس هس، به عنوان مناظر شهری انتزاعی طبقه بندی می شوند (هزار و نهد و پنجاه و پنج تا پنجاه و هشت). به گفته ی هنرمند، "مناظر در زنان وجود دارند و زنان در مناظر". در واقع، ترکیب بندی به عنوان زنی که با قلم موهای آشفته ی دکونینگ و رنگ های درگیر آن گیج شده تعبیر می گردد، و ترکیب بندی نهایی هیچ نقطه نظرثابتی ندارد. این ترکیب بندی ها در حالی کامل می شدند، که نقاش در پایین شهر نیویورک استودیوی کار خود را داشت، خطوط تیره و پرانرژی قرمز، فیروزه ای و زرد کروم در ترکیب بندی هایش نشان دهنده ی ریتم فریبنده ی زندگی بوده اند، بدون نمایش ساکنین یا فرم های شهری مشخص. 
"کسی که نامش روی آب نوشته شده بود" که بیست سال بعد نقاشی شد، پس از آنکه نقاش در جستجوی کار کردن در آرامش و تنهایی بیشتر به ایست هامپتون نیویورک نقل مکان کرد، همانند نام خود طبیعی بود. "آب" همیشه یکی از موضوعات مورد علاقه ی نقاش بوده، و او تکنیکی سریع و لغزنده  از رد قلم موهای ایمپاستوی پهن با لبه های ساییده شده ابداع کرد تا حالت سیالیت و حرکت درهم شکننده ی آن را منتقل نماید. عنوان آن که برگرفته از کتیبه ای در معبد کیتس می باشد، که دکونینگ آن را در سفری به رم در سال هزار و نهصد و شصت دیده بود، بنا به گفته ی منتقدی به نام هارولد روزنبرگ "نزدیکترین مواجه هی دکونینگ با ناپایداری وجود و چیزهایی که در وضعیت ناپدید شدن هستند." دکونینگ در حالیکه همیشه سعی بر آن داشته که مفاهیم آثار خود را باتکنیکش تقویت کند، روی بوم های نقاشی خود، بارها و بارها کار می کرد، به طوریکه هر نقاشی به ترکیبی از تصاویر بصری مبهم تبدیل شد. زبان درهم و برهم تصاویرو فضای متراکم مناظر شهری کم کم در آثار بعدی دکونینگ محو شدند. ترکیب بندی های بازتر، پالت رنگی نازک تر و شل تر، رد قلم موهای آبکی تر نشان می دهند که نقاش از فضای مضطرب و هراس انگیز بسته ی شهری رها شده و با محیط جدید روستایی اطراف خود در صلح است. 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران