دو شاهين

شاهين ـ (شاهين 2)

دکتر تندر ـ کيا

 

شاهين 34 

 

اي پرتو

به پيش

براي بهبود خويش!

 

گوهري رزين و درخشان و نازک و برّنده

و محو در بي ­منتها

 

در پيکري روشن و پاک و پوک و پرنده

و نيرومند و زيبا

 

بَه بَه

اين­ست انساني بهتر

و همين است «فرا بشر!»

 

اي پرتو پيشاهنگ

پيوسته به پيش

براي بهبود گوهر و پيکر و بهسته­سازي خويش!

([1])

 

اي پرتو پيشاهنگ

پيوسته به پيش

براي «بهسته»سازي خويش!

 

بايد پر درآورد و پرنده گرديد و پريد

به پيش به سوي پرواز و پرندگي!

 

نبايد ناخوش و عاجز و عليل شد، نبايد هرگز بيمار و پير شد

به پيش به سوي خوش ­زندگاني و جواني جاوداني!

 

مرگ بر مرگ

به پيش به سوي بي­ مرگي!

 

اي بي­ منتها    تنها به اميد تو    به اميد عمل عميق  و عالي تو تنها

فراگير ما را  اي گوهر آفرينش اي بي ­منتهـــــــــــــــآ ! ! !.....

 

 

 

 

 

 

شاهين 35

سير سيرک

 

خسته زير تک درختي نشسته، هيّس، سير سيرک ريسه مي ­رود و خوابم گرفته

سيّس س س س س س ..........................

 

[1] ـ بِهَسته : بهترين هست­ ها ، عالي­ ترين موجودات.

                                بِهَستي : بهترين هستي ­ها ، عالم ­ترين عالم­ ها.  

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران