شبانه‌هاي سروده در تصوير

شبانه‌هاي سروده در تصوير

نوشته ي نويد جهانبخش

يادداشتي بر نمايشگاه " دشنه در ديس " بهرام دبيري در گالري گلستان – 30 مهر تا 5 آبان –طراحي‌هاي دهه‌ي 60

دشنه در ديس عنوانِ نمايشگاهي‌ست که اين هفته از طراحي‌هايِ بهرام دبيري در گالري گلستان افتتاح شد. آثارِ نمايش داده شده در اين مجموعه متعلق به دهه‌ي 60 و دوره‌ايست که جنگِ ايران و عراق در جريان بود. طراحي‌ها، همه با قلم سياه و با خطوطي خشن و شخصيت‌هايي اغراق شده به تصوير در آمده‌اند. روحيه‌ي آثار به تمامي گويايِ شرايط اجتماعي و موقعيتِ زيستي جغرافيايِ آن دوره است. گرچه طراحي‌هايِ ارائه شده در اين نمايشگاه همه در سالِ 64 خلق شده‌اند، اما اين نخستين بار است که به نمايش عمومي در آمده‌اند.

عنوان اين نمايشگاه در اولين نگاه ارجاعي مستقيم به کتابِ احمدِ شاملو، که در سالِ 56 منتشر شد دارد؛کتابِ شعري که از نظر محمد حقوقي اگرچه در آن " سپيده دم هميشه‌ي شاملو را مي‌توان ديد و سمضربه‌ي اسبان و صداي آزادي او را مي‌توان شنيد، اما بيش از هر چيز، زخمي تازه است که برق مي‌زند. شاعري که به هرجا چشم مي‌دوزد جز ميلاد زخم، داغ زخم، سينه‌ي زخم و خونابه‌ي زخم نمي‌بيند و از همين روست که از اغلب اين شعرها بويِ خون ساطع مي‌شود." دشنه در ديس، عنواني‌ست کنايي که به خوبي مي‌تواند تصوير اين مجموعه را برايِ مخاطب ترسيم کند.

آثار آقايِ دبيري در اين مجموعه، به همان شکلي که در توصيف کتابِ شاملو هم آمده است، تصويري از زخم، خون و خشونت است. تصاوير، از خطوطي سياه شکل گرفته‌اند که تاثيري عميق بر مخاطب مي‌گذارند، تاثيري که از روحيه‌ي خشن و اکسپرسيو آثار به سرعت منتقل مي‌شود و بيننده را با روايتِ مجموعه درگير مي‌کند. فضايِ آثار تلخ و سياه است، شخصيت‌ها همه درگير با محيط و عناصري پليد و شوم هستند. آدم‌هاآن‌چنان در محاصره‌ي اين فضا و دردهايِ مملو در آن قرار گرفته‌اند که انگار هرگز از آن راه گريزي پيدا نخواهند کرد. مرداني برهنه که با چهره‌هايي غضب‌آلود مشغول کشتي گرفتن با يکديگر هستند، شخصيت‌هايي که دشنه را، چونان شيرينيِ بزمي در سيني بزرگي حمل مي‌کنند، جمجمه‌ها و اسکلت‌هايي که ناگهان در دنيايِ زندگان ظاهر مي‌شوند و با نگاهِ شومي به اشخاص مي‌نگرند، مردمي که گاه حتي مي‌توانند زنده زنده به خوردنِ يکديگر مشغول باشند،فانوس‌هايي که حضورشان در هر اثر برتاريکيِ محيط تاکيد مي‌کند، اضطراب، ترس و خشونت درنگاهِ آدم‌ها، همه و همه عناصري هستند که فضايِ اين طراحي‌ها را شکل مي‌دهند.

آثارِ اين نمايشگاه، به صورتِ پرينت ديجيتال از تصاوير طراحي، در اديشن‌هايي محدود ارائه شده بودند( بيست و سه اثر و از هر يک، بيست و سه اديشن ).تمامِ طراحي‌ها در ابعاد 30 در 40 سانتي‌متر و در قاب‌هايِ سياه به نمايش درآمده بودند.اين مجموعه که بر خلاف آثارِ لطيف، خوش رنگ و شادِ دبيري، فضايي تلخ، دردناک و خشن را برايِ بيننده به همراه مي‌آورد، مانند ديگر آثارِاو با بينشي درگير با ادبيات، نشانه‌ها و اسطوره‌ها شکل گرفته است. اگرچه رفتار، فضا و مفاهيم طراحي‌ها از اغلب آثارِ اين هنرمند فاصله دارند، اما زبانِ مشترک آن‌ها و ردِپايِ نگاه هنرمند در نشانه‌هايِ استفاده شده در کارهانکته‌ايست که به مخاطب کمک مي‌کند تازنجيره‌ي آثار دبيري را به اين طراحي‌ها وصل کند.

با اين که آثارِ اين مجموعه در دوره‌اي خلق شده است که وحشت، ناامني، مرگ و بي‌ثباتي در ايران و جغرافيايِ زيسته‌ي هنرمند بيداد مي‌کرد، اما بازبيني اين آثار و محيط آن‌ها در شرايط کنوني منطقه و حتي دنيا، خالي از لطف نيست. تصاوير به سادگي مي‌تواندگويايِ شرايط احتمالي تمامِ ما در آينده باشد، شرايطي که با رشد روز افزون گروه‌هايِ تروريستي و عملکرد آن‌ها در خاور ميانه و دنيا هر روز بر ناامني و تشويش زندگي ما مي‌افزايد و هر لحظه انتظار واقعه‌اي هولناک را برايِ ما ايجاد مي‌کند. اين مجموعه مي‌تواندکابوس‌هاي ما باشد، کابوس‌هايي که هر روز ممکن است به حقيقتي مطلق و دردناک در زندگي جمعي و شرايط زيستي‌مان مبدل شود...

 

 

 

 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران