ديدارِ آن سويِ درها

 

ديدارِ آن سويِ درها

نوشته ي نويد جهانبخش

 

"کارسينوماواژه‌اي لاتين است. واژه‌اي باستاني، بعدتر تبديل شد به « کنسر ». کارسينوما يعني بلعنده... " اين شروعِ استيتمنتِ نمايشگاهِ اخير صالح تسبيحي با عنوانِ کارسينوما است که اخيرا در گالري طراحان آزاد برپا شد. همان‌طور که در نگاه و خوانش اولِ متن بر مي‌آيد محوريت نمايشگاه يک بيماري‌ست؛ بيماري‌اي که اين روزها بيش از هر زمانِ ديگري شايع شده است و هر روز بيش از پيش کساني را در دور و نزديک مي‌بينيم که با آن دست و پنجه نرم مي‌کنند. صالح تسبيحي در اين نمايشگاه حدودِ سيزده اثر را به نمايش در آورده است. آثارِ اين مجموعه هم، مانند توليداتِ پيشين هنرمند اغلب به صورت ترکيب مديوم ها و به شکلِ چيدمان ارائه شده‌اند، ترکيب‌ها و چيدمان‌هايي که با محوريت عکس شکل گرفته‌اند. " عکس‌هابدونِ تصميم قبلي و بدونِ آن‌که دورنماي ارائه در عکاسي دخيل باشد؛ و تنها برايِ ثبت فراموشي برداشته شدند."

چيدمان نمايشگاه و آثارِ ارائه شده به شکلي بود که مي‌توانستي مخاطبانِ زيادي را در حالِ رمز گشايي و کشف آثار ببيني. بخشي از آثار در داخل جعبه‌ها و فضاهايي ارائه شده بودند که بازديدکنندگان برايِ ديدنِ آن‌ها مجاب مي‌شدندلمس‌شان کنند و برايِ اطمينان در کنار بيانيه‌ي نمايشگاه نوشته شده بود " جعبه‌ها را باز کنيد "؛ اما با اين حال به سادگي مي‌توانستيد دو دلي مخاطبان در اين کار را احساس کنيد – اتفاقي که بيش از هر چيز به دليلِ کمبودِآثارِاينتراکتيو در فضايِ هنري‌مان رخ مي‌دهد– اما با اين حال در محيط نمايشگاه پر از کساني بود که با احساسي شبيه به رمز گشايي در حال بررسي و کشف آثار بودند. اين اتفاق با توجه به پايه‌ي مفهومي‌اي که مجموعه بر آن بنا شده بود، احساسِ جالبي در مخاطب ايجاد مي‌کرد: حالتي شبيه به احتياط و مراقبت در برابر آسيب. برايِ مثال مي‌توانم از اثري در نمايشگاه ياد کنم که درِ چوبي کوچکي بود که وقتي بازش مي‌کرديد با بخشي از سر روبه‌رومي‌شديد که تنها امکانِ ديدنِ موها را به شما مي‌داد. تکيه بر " مو " برايِ صحبت در خصوص سرطان، گرچه شايد دمِ دستي و ابتدايي به نظر برسد، اما زبانِ صالح تسبيحي توانسته است بياني متفاوت از آن را براي مخاطب داشته باشد. باز کردنِ دري که رويِ استند گالري گذاشته شده است و مواجهه با دسته‌اي از موها مي‌توانداهميتِ آن را دو چندان به شما نشان بدهد.

در اين مجموعه هيچ چيز به سادگي به شما نشان داده نمي‌شود و بايد برايِ ديدن اغلب آثار توجه ويژه‌اي داشته باشيد: عکسي که از چهره‌ي دخترِ کچلي که مشخصا مراحل شيمي درماني را مي‌گذراند و در وسطِ گالري و رويِ يک استند نمايش داده شده است درونِ محفظه‌اي قرار گرفته که برايِ ديدنِ آن بايد به جعبه نزديک شده و از بالا و با دقت به آن نگاه کنيد.شالِ زير سرِ دختر شبيه به مويي در دو سويِ صورتش قرار گرفته و خود در گودالي درونِ جعبه فرو رفته است.توجهِ ويژه‌اي که هر يک از آثار از مخاطب طلب مي‌کنند تاثير گذاري آن را دوچندان مي‌کند. رويِ يکي از ديوارها عکسِ بسيار کوچکي نصب شده است که برايِ ديدنِ آن مخاطب بايد دقتِ زيادي به جزئياتِ اطرافش داشته باشد. عکس تصوير انگشتانِ پايي با لاکِ قرمز را نشان مي‌دهد که بخشي از آن برش خورده و حذف شده است. ديدنِ چنين تصويري بيننده را به درمانِ برخي سرطان‌ها که با برداشتِ کامل يا بخشي از عضو ميسر مي‌شود ارجاع مي‌دهد؛ اما شايد ديدنِ عضوي که لمس آن برايِ ما ساده‌تر از رحم، يا هر يک از اعضايِ دروني بدن‌مان باشد درکِ درد و فشار اتفاق را برايِ ما ممکن‌تر کند...

تسبيحي که در اغلب آثارِ پيشين خود هم از ترکيب عکس‌ها با جعبه‌ها و قاب‌ها استفاده مي‌کرد، در پنجمين نمايشِ انفرادي‌اش هم با حفظِ زبان و بيانِ شخصي خود به صحبت در خصوص يک بيماري رايج در اين روزها پرداخته است. تاثير نزديکي  هنرمند به يک بيمار سرطاني را، با درک عميقي که از اين بيماري به نمايش مي‌گذارد مي‌توان لمس کرد. در استيتمنت نمايشگاهش جعبه‌ها و قاب‌ها را وسيله‌اي برايِ تخليه‌ي ذهن در اشياءمي‌داند و روايت خود در اين مجموعه را روايتِ يک ناظر کلافه بيان مي‌کند که به ترجمانِ احساسات و افکارِمبهمِ خود پرداخته است؛ اما به جرات مي‌توان گفت که آثارِتسبيحي در ميانِ آثاري که اين روزها در خصوصِ بيمااري‌ها و بلايايِ عمومي و اجتماعي توليد مي‌شود، تاثيري متفاوت‌تر و عميق‌تر را برايِ مخاطب به ارمغان مي‌آورد... تاثيري فراتر از مستند نگاري يا نمايشِ مستقيمِ درد!

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران

  • ستوده دوشنبه 24 آبان 1395

    عالي خسته نباشي