سه شعر

سه شعر 

برتولت برشت 

ترجمه ي حامد عرفان

 

 

" برتولت برشت "در 10 فوريه ي 1898 در" آئوگسبورگ" آلمان متولد شد. مجموعه شعر " کتاب دعا " را در 1927 چاپ کرد. تجربه بعدي شعري اش " تصنيف ها ، شعرها و هم سرايي ها" (1934) است. ترجمه هاي " آرتور ويلي " از اشعار چيني بر شعر وي اثر تعيين کننده داشت. او اشعار آزاد بي قافيه با ريتم هاي نامنظم مي سرود. البته گاه بنا به منظورهايي خاص به اوزان کلاسيک رجعت مي کرد. اشعار زيبا و عميق او از يادگارهاي ادبي قرن 20 است. در چاپي که انتشارات " زورکامپ" از مجموعه آثار " برشت " در 1968 در 20 جلد ارائه کرد ، بيش از 1000 صفحه اشعار او است . زماني که شاعر در " لوس انجلس " به سر مي برد ، رفيقي به او تذکر داد  که در نوشته اي اصطلاحي انگليسي را به کار برده است که در زبان آلماني وجود خارجي ندارد . " برشت " برآشفته پاسخ داد : " زين پس ديگر وجود دارد ! "  او کار ادبي خلاقه را فعاليتي انساني ، عملي اجتماعي ،  و به عنوان پديده اي برساخته ي شرايطي تاريخ ساز تلقي مي کرد .واپسين اشعار او رواقي و اکثرن آرام _ آرامشي "هوراس" گونه  با آرماني کونفوسيوسي _ بود . بهترين شعرهاي وي کوتاه ، طنزآميز  و نيش دار هستند  و نشان دهنده ي تاسفي که او از موطن اش دارد . در زمره ي زيباترين ابيات ادبيات آلمان . او شاعر بزرگ زمان خويشتن بود  از آخرين سطرهايي که نوشت : .. من احتياجي به " شاهد قبر " ندارم ...وقتي از اين جهان رفت هنوز سرماي جنگل هاي سياه در تن اش بود . اين شاعر در 14 آگوست 1956 در برلين شرقي اين جهان را ترک کرد.

 

 1. شيدايي ها

تو کسي نداشتي .
من يکي داشتم :  
 من دل باخته بودم .

 

2  . خوشي ها 

با نخستين نگاه از پنجره در صبح گاهان
کتاب قديمي پيدا شده است
چهره هاي شيفته
برف ، تغيير فصل ها
روزنامه
سگ
جدل
دوش گرفتن ، شنا کردن
موسيقي سنتي
کفش هاي راحتي
درک کردن
موسيقي جديد
نوشتن ، کاشتن 
سفر کردن
آواز خواندن
مهربان بودن .

 

3 . اگر تا بي کران پابر جا مي مانديم


اگر تا بي کران پابرجا مي مانديم
همه چيز تغيير مي کرد . 
اما هنگام که متناهي هستيم
خيلي چيزها به سان گذشته باقي مي مانند .  

 

 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران