کاظم تینا تهرانی

کاظم تینا تهرانی

نوشته ی محسن توحیدیان

• در زمانه‌ی غوغا و هیاهو که در آن شاعران و نویسندگان آثارشان را چون اسب‌های شماره‌دار در مسابقات اسب‌دوانی شرکت می‌دهند و آینده‌شان را روی آن‌ها شرط می‌بندند یا برای آثاری که نوشته‌اند، جشن تولد و امضا می‌گیرند، نویسنده‌ای چون «کاظم تینا تهران» موجودی غیر قابل درک، بیگانه و ناقص‌الخلقه است. کسی که برای «بیژن جلالی» نامه می‌گذارد و از او می‌خواهد که اگر توانست به نوشته‌هایش سر و سامان بدهد و در سی و یکم خردادماه سال شصت و نُه به زندگی‌اش پایان می‌دهد.

 • تینا تهرانی را آن‌ها که می‌شناسند، با «هوشنگ ایرانی» و مجله‌ی «خروس جنگی» به خاطر می‌آورند، گو این‌که اثری از تینا در خروس جنگی به چاپ نرسیده است، اما پیوستن نویسنده‌ی منزوی و‌ گوشه‌گیری چون او به حلقه‌ای ادبی، باب آشنایی او با چند تن از شاعران و ‌هنرمندان دهه‌ی ۳۰ شد. «ناصر عصار» نقاش، «سهراب سپهری» شاعر و نقاش و «محمدعلی شیوایی» نقاش کسانی بودند که بعد از هوشنگ ایرانی بیش‌ترین مراوده را با تینا داشتند و از او تاثیر پذیرفتند. «بیژن الهی»، «شاپور بنیاد» که به همت او «سایه‌بین» و «مینوآگاهی» به چاپ رسید، «شاپور جورکش»، «منصور اوجی» و «اورنگ خضرایی» هر کدام به شکلی و بیش‌تر به واسطه‌ی «محمدعلی شیوایی» از تینا و آثارش تاثیر گرفتند.

 • رفتار جامعه‌ی ادبی با آثار تینا تهرانی رفتاری است مشابه آن‌چه با هوشنگ ایرانی می‌شود. با این تفاوت که هیاهوها و جنجال پیرامون ایرانی و «جیغ بنفش»اش دست کم باعث شد که آثارش مورد توجه جامعه‌ی ادبی قرار بگیرد و به عنوان نخستین نمونه‌های شعر سورئالیستی به تاریخ ادبیات کتبی و شفاهی معاصر راه پیدا کند. از آن نمونه است کتابی که «سیروس طاهباز» به نام «خروس جنگی بی‌مانند» درباره‌ی زندگی و کارنامه‌ی ایرانی منتشر کرده است. اما تینا تهرانی چنین اقبالی نداشت و چند دهه زمان لازم بود تا پژوهش‌گران و علاقه‌مندان جدی ادبیات داستانی نیم‌نگاهی به آثارش بیندازند و‌‌ مطلبی درباره‌اش بنویسند.‌

 • جهان داستانی «ک-تینا» بیش‌تر از هرچیز با اسطوره و‌ عرفان پیوند دارد. وجه عرفانی آثار تینا، میل او به انتزاع و توجه خاص او به اسطوره و نماد است که بر شاعری چون سپهری تاثیر می‌گذارد. اغلب کسانی که درباره‌ی تینا نوشته‌اند، جهان او را «مغشوش»، «مبهم» و «آشفته» توصیف کرده‌اند و این زمانی است که خبری از «پست مدرنیسم» در ایران و‌ در آثار نویسندگان ایرانی نیست. نثر داستان‌های تینا را نثرهایی شاعرانه دانسته‌اند و به این بسنده کرده‌اند که این شاعرانه‌گی را صرف فرمی از پیش آماده تلقی کنند و تجربه‌گرایی او در زمینه‌ی فرم و شگردهای داستانی را یک‌سره نادیده بگیرند. 
 داستان‌های تینا خصوصن «سایه‌بین» و «مینوآگاهی» شعرها یا شطحیاتی عارفانه و تکان‌دهنده‌اند که در چارچوب داستان گرفتار آمده‌اند و لاجرم عناصر داستانی را یا انکار می‌کنند و یا به بازی می‌گیرند. نثر شاعرانه و‌ موزون نویسنده که سرشار از تداعی آزاد، بینامتنیت، آشنایی‌زدایی، ارجاع و شکست زمانی است، فرمی ایجاد می‌کند که تا آن دوره در داستان فارسی نظیر نداشته است. فشرده‌سازی زمان، کش‌آوردن زمان، معناگریزی که در لفافه‌ای از انتزاع شکل می‌گیرد، چندصدایی و ابهام مشخصات بارز آثار تینا به ویژه دو داستان آخر اوست.

 • کاظم تینا تهرانی را نه در «آفتاب بی‌غروب» که باید در «گذرگاه بی‌پایان»، «شرف و هبوط و وبال» و به طور ویژه در «سایه‌بین» و «مینوآگاهی» شناخت و به خوانندگان ادبیات داستانی معرفی کرد. آثار او که تلاطم ذهنی خسته و بی‌قرار است، تجربه‌هایی قابل توجه در تکنیک‌های پست‌مدرنیستی داستان‌نویسی است. بومی‌گرایی‌ تینا که در علاقه‌ی او به ریشه‌های کهن نثر فارسی، عرفان و اسطوره‌ی شرق بروز می‌کند، از او نویسنده‌ای ساخته است که سزاوار این‌همه گمنامی و غربت نیست.

 

 

 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران