لذت به تعویق افكندن

لذت به تعویق افكندن

 

اومبرتو اكو

 

برگردان مهدی فتوحی

 

در عصر سرعت و دوره های تندخوانی، بر عكس بهتر است ما به كشف دوباره ی زیبایی كندخوانی بپردازیم. نه فقط  برای درك بهتر آثار مانتزونی و پروست بلكه آثار كوندِرا و مك اِوان.

وقتی بیست سال پیش مجبور شدم در دانشگاه هاروارد سخنرانی های نورتون را برگزار كنم یادم می آمد كه هشت سال قبل ترش كالوینو مجبور به انجام آن شده  و بدون این كه درس ششم را بنویسد درگذشته بود ( متون او بعدها در مجموعه ی درس های امریكایی منتشر شدند.) من چون تقدیمی ای به او، درسی را كه او در آن سرعت را می ستود جا به جا و این نكته را یادآوری كردم كه منظور او از دفاعیه اش از سرعت به معنای نفی لذت به تعویق افكنی نبوده. به همین روی یكی از كنفرانس هایم را وقف لذت به تعویق افكنی كردم.

به تعویق افكنی به مذاق عالیجناب هومبلُت خوش نمی آمد. زیرا به خاطر دستنویس رمان در جستجوی زمان از دست رفته ی پروست اولندورف ناشر را تحت فشار گذاشته  و نوشته بود:

شاید قابلیت درك آن برایم دشوار باشد ولی من جداً نمی توانم ظرفیت  این امر را داشته باشم كه ببینم آقایی می تواند سی صفحه را وقف توصیف این كند كه چگونه كسی  قبل از خواب در رختخوابش این پهلو به آن پهلو می شود.

بنابراین نفی لذتِ به تعویق افكنی مانع ما می شود تا پروست را بخوانیم. جدای از پروست یك مورد نمونه را هم در نامزد های مانتزونی به یاد می آورم. دن آبوندیو به خانه باز می گردد و سخن موجز خود را بیان می كند و چیزی می بیند كه به هیچ وجه دوست نمی داشته ببیند. یعنی دو حرفه ای كه منتظر اویند. هر مولف دیگری جدای از مانتزونی بلافاصله بی صبری ما خوانندگان را ارضاء می كند و بی درنگ می گوید چه اتفاقی خواهد افتاد. در حالی كه مانتزونی در آن نقطه صفحاتی چند را صرف توضیح این نكته می كند كه حرفه ای ها در آن زمان چه كسانی بودند. تازه وقتی آن را به ما گفت  هم باز با دن آبوندیویی كه انگشت خود را در یقه اش می گرداند تا بتواند پشت سرش را ببیند به تعویق می افكند و گرنه كسی نمی تواند به یاری اش بشتابد و سرانجام دن آبوندیو از خود می پرسد: چه باید كرد؟ ( پیش از لنین )

آیا لازم بوده مانتزونی آن اطلاعات تاریخی را در كتابش درج كند؟ او خیلی خوب می دانسته كه خواننده می تواند از روی این اطلاعات بپرد و در عمل نیز هر یك از خوانندگان، لااقل در بار نخست، چنین كرده است. با این همه، زمانی كه برای ورق زدن صفحاتی كه خوانده نمی شوند لازم است بخشی از راهبرد روایی است. به تعویق افكنی رنج را افزایش می دهد. نه فقط رنج آبوندیو ، بلكه رنج خوانندگان را و درام او را به یادماندنی تر می كند. به من بگویید آیا كمدی الهی یك داستان به تعویق افكن نیست؟ كه در آن، سفرِ دانته می تواند رویاوار فقط یك شب به درازا بینجامد. ولی برای رسیدن بدان تجسم نهایی ما باید صد سرود را بخوانیم.

ترفند به تعویق افكنی خوانش را نه سریع كه كند می كند. وودی آلن هنگام سخن از تندخوانی - كه در آن متن را با عجله و صورت اریب می خوانند- با تحقیر چنین نتیجه می گیرد: متن را این چنین خواندم: جنگ و صلح. داشت از روسیه صحبت می كرد.

آنّالیزا بوتزولا در كتاب خود به كندخوانی پرداخته. كتابی با عنوان "كندخوانی در زمان شتاب" ( اسكریپتا ادیتزیونی ) ولی اثر او با ابراز امیدواری از بازگشت گامی آسوده به خوانش محدود نمی شود. او مشكل را به مضمون سرعت در عصر ما گره می زند و به تجزیه و تحلیل مردم شناسانه ای می پردازد كه در آن باره شده است و مضمون خود را در مركز مجموعه ای از دستورالعمل های رهایی بخش می گذارد كه در آن میان حتا كند خواری ( slow food  ) هم هست.

تا جایی كه مربوط به ادبیات می شود بوتزولا ( كه چقدر متاسفم كه به خاطر عدم درك صحیح سیاسی پرهیز می كنیم و نمی توانیم او را لا بوتزولا – خانم بوتزولا – بنامیم درست به همان سان كه به كلاس می گفتند لا كالاس – خانم كالاس – ) نظریه های ژنه ، اشكولوفسكی و دیگران را بر می رسد و آثار خاویر ماریاس و ایوان مك اِوان و بوفالینو و د لوكا و ساراماگو و كوندرا و دِلِرم و رومیز و باریكّو را كاملاً تحلیل می كند. صداقت این بازبین مرا وا می دارد بگویم كه او مهربانانه در لذت به تعویق افكنی آثارِ این فهرستِ سرگیجه آور، خود را به من نیز مشغول كرده و یك پدیدارشناسی تكنیكی در به تعویق افكنی از اثر او زاده  می شود كه منجر می شود  به این که در خواننده سرانجام میل به آموختن و خواندن كندتر زاده  شود. حتا اگر لازم باشد خواننده سی صفحه را برای درك این كه كسی پیش از خواب چگونه از این پهلو به آن پهلو می شود به تعویق بیفكند.  

یادداشت ها و كتابشناسی این كتاب به كنار كل كتاب فقط 130 صفحه است و می توان آن را با كندی لازم خواند.

 

14 نوامبر 2014 

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران