اصفهانِ ناکجا

اصفهانِ ناکجا

یادداشتی بر طراحی­ های وحید حکیم

نوشته ی علیرضا رضایی اقدم

 

نمایشگاه طراحی‌های وحید حکیم، با عنوان «اصفهان، حَوالی» به تاریخ دی ­ماه 94 در گالری امکان نمایش داده شد. آثار او شامل طرح‌هایی با مدادرنگی‌اند که با هاشورهایی منحنی‌شکل و متقاطع، شمایلی از یک نیم‌دایره‌ی طاقی‌شکل را پدید می‌آورند (به جز یکی که شکلی مستطیلی با دو قوس مقعر در دو طرف است). سطحِ این فرم‌های منحنی، کاملا تخت نیست، در عین حال بُعدی عمیق هم ندارند. در سطح منحنی‌ها می‌توان نوسان و طیف آرام رنگ را مشاهده کرد و پیرامون فرم‌ها را، تنها سفیدی مطلق کاغذ احاطه می‌کند. از توصیفات عینی اثر کمی فاصله بگیریم. احتمالا اولین واکنشی که نمایشگاه حکیم در ذهن مخاطب برمی‌انگیزد؛ توجه به سکوت، فروتنی، چه بسا انزوا و دشواری تفسیر در طراحی‌هاست. آثار او تعمدا از ارتباط می‌گریزند، و یا به عبارت بهتر به ارتباط بی‌تفاوت‌اند. آن‌چنان در خود و برای خود هستند که هر تفسیری از جانب مخاطب علی‌السویه پنداشته شود. این نکته مهم است که اگر آثار حکیم به معنای مالوف کلمه فرمالیستی بود، چنین ثقل ارتباطی به وجود نمی‌آمد. اما آثار هنرمند رمز و رازی دارد و حتی شمایل منحنی‌ها که می‌توان آن‌ها را طاق‌نما نیز در نظر گرفت، حسی از خویشاوندی را القا می‌کند. حسی که بسیار نزدیک و آشنا است، اما از پوشید‌گی‌ و سِتر آن کاسته نمی‌شود. آثار برای برقراری ارتباط و حصول فهمی اقناع‌کننده، تلاش بیشتری از مخاطب در جهت راه‌یابی به جهان خود طلب می‌کنند. جهانی که به نظر می‌رسد ورودی‌هایی (طاق‌‌هایی!) پوشیده و دشواریاب برای گذرِ مخاطب و نیل به افق معنایی اثر داشته باشند.

یکی از این ورودی‌ها، قرار گرفتن در جایگاه هنرمند و ردگیریِ نظر‌گاه نقاش است. بازآفرینی خلاقانه‌ی عمل هنرمند، سفری رو پس از مجرای ذهنیت اثر، به ذهن هنرمند و نگاه و ادراک اوست. هنرمند در هنگام طراحی آثار خود، چه احساسی داشته است؟ در این آثار شور و هیجان نقاشیِ کنشی وجود ندارد، آن لذت حاصل از بازنمایی واقع‌گرایانه، تکنیک‌ها و فنون نقاشانه نیز در آن‌ها دیده نمی‌شود. نقاش ما را مقهور تکنیک‌اش نمی‌کند. هم چنین آثار حکیم بسیار شخصی‌است و به جز شمایل طاق‌نما که می‌توان به راحتی آن را منحنی و نیم‌دایره نیز نامید تا به سنت معماری اسلامی ارجاع ندهد، از الگو‌ها و نشانگان هیچ ژانری در نقاشی استفاده نمی‌کند. هم چنین به زیبایی و زشتی در معنای مالوف آن‌ها، بی‌تفاوت است. اما با این‌حال در اَکت تکنیکی نقاش می‌توان سنتی غنی را بازیافت، آن هاشورهای تودرتو مانند رج به رج گره‌انداختن قالی‌بافان است؛ دقت و نازکی خطوط، مثل پرداز در نگارگری است، اما نه آن قدر طاقت‌فرسا که ریاضت و سخت‌کوشی را به یادآورد، تکرار مکرر هاشورها بیشتر مانند ذکر است، که در ریتمی ثابت تکرار می‌شود.

در برابر آثار حکیم، با نوعی ناسازگاری و ابهام مواجه می‌شویم. آن‌ها از سویی کاملا بصری‌اند؛ پیام و روایت مشخصی ندارند. شکلی ساده و بسیط‌‌ اند با بافتی مخملی بر زمینه‌ی سفید. اما از سوی دیگر مصرانه ضد تصویری‌اند؛ ارتباطی ارگانیک بین شکل و زمینه وجود ندارد، مایه‌ی لذت و سرگرمی حواس نمی‌شوند و با تکنیکی ساده و دست‌یافتنی یک فرم ساده را مدام تکرار کرده‌اند، آن چنان‌که برای دیدن کل نمایشگاه زمانی کوتاه کفایت می‌کند. درواقع تصویر هم زمان که نفی می‌شود، در مقام روزنه‌ای ناگزیر و ضروری جلوه می‌کند. درست مانند گزیده‌گویی موجز اما ژرف و تامل‌برانگیز(به یادآوریم که کم‌گویی و گزیده‌گویی، و اشارات رمزیْ چه شانی در حکمت تمدن‌های شرق دارد). درست مانند این سخن معروف هاتف معبد دلفی:« نه می‌گوید، نه نهان می‌کند؛ بلکه اشاره می‌کند». این اشاره‌ی پرابهام در آثار نا-تصویری حکیم، با تعبیه‌ی عباراتی از «دائو دِ جینگ» در کنار طراحی‌ها تکمیل می‌شود. متنی از گزین‌گویه‌های شاعرانه‌ی حکمت دا‌ئوئیستی که «خواننده هنگام مطالعه آن متوجه می‌شود که این متن می‌کوشد پیامی را منتقل کند، اما هرگز با قطعیت نمی‌تواند بگوید که این پیام چیست»[1]

یکی از عبارات این است: « میان آسمان و زمین/ چونان دم آهنگری است/ تهی است و پایان‌ناپذیر/ حرکت می‌کند و فزونی از آن می تراود». این عبارت از سرود پنجم کتاب است و با مراجعه به آن و در بند بعدی این سرود، جمله‌ی دیگری را می خوانیم که به خوبی می‌‌تواند بیانگر مانیفست تصویری وحید حکیم باشد: «واژگان بسیار تباهی معناست؛ درون استوار دار»

کار هنرمند کاستن و پالایش تصویر، به منظور استوار کردن «درونی» است که دقیقا نمی‌دانیم چیست. تصاویرْ اشاراتی‌اند بر این «درون»، چه طاق‌نما باشند، و چه منحنی و نیم‌دایره‌ی صرف و چه گنبدهای مساجد اصفهان را تداعی کنند و چه مصداق بارزی از هنر مدرن محسوب شوند، همه در تمامیتِ فراتاریخی و باطن‌گرایانه‌ای مشترک‌اند که هنر مدرن را با انتزاع هنر اسلامی و گزیده‌های شاعرانه دائو دِ جینگ پیوند می‌زند؛ تمامیتی که در «نگهداشت» آن، «بازگشت نهفته است». 

با این‌حال من دست به مخاطره می‌زنم و تفسیری دیگر از این طاق‌نماها بر توضیحات مذکور اضافه می‌کنم. می‌توان این آثار را در مسیری معکوس نیز خواند: در فعل بازنمایانه‌ی نقاش. یعنی هنرمند را تصور کرد که از بالای سی‌وسه‌پل به بازتاب «ساده»ی طاقی‌ها در آب نگاه می‌کند. به انعکاس نور، نوسان ریز‌موج‌ها و لغزش غروب بر زاینده‌رود نگاه می‌کند. تصاویر، بازتابی از زمانْ بر رود زاینده‌ی در گُذر اند. بافت پراحساس طاق‌نماها که طیفی از رنگ را شامل می‌شود، بازتابِ نور متغیرِ روز بر آب‌اند. در واقع به نظر می‌رسد که نقاش خاطره‌ای بصری را که حول آن حالتی «مشاهده‌ای- مکاشفه‌ای»(contemplative) رخ داده، بازسازی می‌کند. نه صرفا یک تصویر عین،٬ بلکه منطوی با صورت خیالین آن. این تصورِ عجیب و غیرقطعیِ حضورِ رود، مرزهای خیال را تا فرسنگ‌ها گسترش می‌دهد. رودخانه حضوری ضروری در حکمت و نقاشیِ دائوئیستی دارد، با خیال اصفهان و زاینده‌رود تداعی می‌شود و با مفاهیم مکاشفه و مراقبه در پیوندی وثیق است. «اسماعیل» در رمان «موبی‌دیک» جایی در توصیف شوقش به دریا می‌گوید: «بر کسی پوشیده نیست که مراقبه و آبْ الی‌الابد در کابین یکدیگرند»

اما تفسیر بازنمایانه نیز از ماهیت رازآلود این آثار نمی‌کاهد. درواقع بازتاب‌ها سرشت غریبی دارند. بازتاب از جنس ماده نیست که حجم و وزنی داشته باشد و از معقولات هم نیست که تنها در ذهن دریافت شود. بازتاب مانند فرم نابْ ادراک می‌شود اما به واقع نیست. درواقع سرشت آن‌ها «در پوشیدگی‌اش چنان می نماید که گویی هست». بازنماییِ بازتابْ دقیقا بازنمایی جسمِ مادی نیست؛ بلکه بازنمایی عینیتی است که بینِ بود و نبود قرار دارد. هم چون فرم ناب هندسی که وجودی مادی ندارد. طاق‌ها، می‌توانند ورودی‌هایی باشند به وجودشناسی سنتی شرق. چه بسا حکیم عصاره و چکیده‌ی بینش معنوی هنر شرق را در نهایت ایجاز و سادگی و در فرمی مدرن بازنموده باشد. بدین‌گونه مخاطب با عبور از میان طاق‌نماها- درست در مرکز تهران- از حوالی اصفهان سر در می‌آورد. اصفهان به مثابه‌ی نیمه‌معنویِ جهان مدرن.

 

 

[1]برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی دائوئیسم و تاثیرش بر نقاشی چین نگاه کنید به : دائوئیسم و نقاشی منظره‌ی چینی٬ محمد‌رضا ابوالقاسمی. نشریه‌ی مطالعات تطبیقی هنر٬سال دوم٬ شماره‌ی سوم. ص۱۹

برچسب ها :

هم‌رسانی

نظر شما درباره این مطلب

نظرات کاربران