هفت پیشنهاد برای نوشتن

هفت پیشنهاد برای نوشتن

از ارنست همینگوی

ترجمه ی حسن روحانی

 

ارنست همینگوی (1961-1899)که از داستان­ نویسان بزرگ عصر ما است نویسنده‌ای چیره‌دست بود که آثار او شاهکارهای عصر مدرن‌اند و شیوه نوشتاری او یکی ازتأثیرگذارترین سبک‌ها ی نویسندگی در قرن بیستم است.

اگرچه همینگوی کتاب یا رساله‌ای درباره ی داستان‌نویسی منتشر نکرد اما عقاید و پیشنهادهای او برای نوشتن یک متن خوب، در نامه‌ها، مقاله‌ها و کتاب‌هایش به‌جامانده است. گزیده‌ای از بهترین و راه گشاه ترین پیشنهادهای همینگوی توسط لری د. فیلیپس در کتاب«ارنست همینگوی و نویسندگی» در سال 1984 منتشر شد که ما هفت عبارت موردعلاقه خود را همراه با تفسیري كه از آن داشتیم در این یادداشت آورده‌ایم.

نوشته خود را با یک جمله حقیقی شروع کنید.

معمولاً در کار نوشتن، نویسندگان با مشکلی بزرگ مواجه می‌شوند که اصطلاحاً آن را «وقفه نویسندگی» می‌نامند؛ همینگوی راه‌حل ساده‌ای برای غلبه بر وقفه نویسندگی داشت. او در کتاب «ضیافت سیّار» در این خصوص می‌نویسد:

بعضی وقت‌هاکه داستان تازه‌ای شروع می‌کنم امانمی‌توانم آن را پیش ببرم، کار را کنار می‌گذارم و برای الهام گرفتن از طبیعت یا محیط، آتشی روشن می‌کنم و به نارنج‌آبی جرقه شعله‌ها خیره می‌شوم یا چشم‌انداز پاریس را تماشا می‌کنم و به خودم می‌گویم:«نگران نباش تو همیشه داستان‌هایت رانوشته‌ایو بعدازاین هم می‌توانی بنویسی. تمام‌کاری که باید انجام بدهی این است که جمله‌ای حقیقی بنویسی. بله!حقیقی‌ترین جمله‌ای که باور داری را بنویس»؛و بانوشتن جمله‌ای حقیقی،نوشته‌ام را ادامه می‌دهم.ازاین جا به بعد دیگر کار ساده می‌شود، چون همیشه حقیقتی هست که می‌دانم یا دیده‌ام یا از کسی شنیده‌ام. اگر برای شروع نوشتن به‌زحمت بیافتم آن بخش از کارکه پرحاشیه و پیرایه است را حذف می‌کنم و با جمله‌ای ساده و حقیقی کارم را شروع می‌کنم.

 

همیشه کار نوشتن را در بهترین جای آن متوقف کنید.

به‌عنوان یک نویسنده توجه داشته باشید که بین «دست از نوشتن کشیدن»با «از پا افتادن و دیگر ننوشتن»تفاوت وجود دارد. به نظر همینگوی، برای این که پیشرفت کار پیوسته باشد پر بودن ذهن تان از خلاقیت و جلوگیری از خالی شدن آن نسبت به محاسبه روزانه کلماتی که روی کاغذ آورده‌اید اهمیت فوق‌العاده بیشتری دارد.
در مقاله «تک‌گویی با معلم: نامه‌ای از دریای آزاد»که همینگوی در مجله اسکوایر نوشته،توصیه خودبه نویسنده جوان رااین‌گونه مطرح می‌کند:

همیشه بایدهمان‌جایی که اوضاع روبه‌راه است و می‌دانیدمی‌خواهید چه اتفاق‌هایی رادر داستان تان بیاورید دست از نوشتن بکشید. با این شیوه، هیچ‌وقت در کار نوشتن داستان تان وقفه نمی‌افتد. این ارزشمندترین راهکاری بود که می‌توانستم به شما بگویم پس هیچ‌وقت آن را فراموش نکنید.

هروقت داستان تان را نمی‌نویسید به آن فکر نکنید.

همینگوی بر مبنای توصیه قبلی خودنکته‌ای دیگر اضافه می‌کندو می‌گویدهروقت موقتاً نوشتن داستان را متوقف کردیدتا روز بعد آن را ادامه دهید،در آن فاصله زمانی به نوشته‌های تان فکر نکنید «به این صورت ضمیر ناخودآگاه شما تمام مدت روی داستان کارمی‌کند. اما اگر تعمداً به آن فکر کنید ذهن شما قبل از آن که نوشتنرا از سربگیرید خیلی خسته و ناتوان می‌شود»؛ او در «ضیافت سیّار»آورده:

وقتی داستانی می‌نوشتم خیلی مهم و ضروری بود که شب‌ها بعد از نوشتن، مطالعه کنم. اگر پیش از آن که فردا دوباره نوشتن را شروع کنم به نوشته‌ام فکر می‌کردم داستانم را وامی‌دادم.خیلی مهم بود که تحرک بدنی داشته باشم، با ورزش بدنم را خسته کنم امابهتر از همه،معاشرت باکسی بود که دوستش داشتم؛ معاشرت از هرچیز دیگر بهتر بود.بعدازآن که فکرم از فشار نوشتن خالی می‌شد لازم بود مطالعه کنم و به کار نوشتن تا زمانی که آن را بعداً شروع کنم فکر نمی‌کردم. به‌مرور یاد گرفتم منبع و چشمه تخیلاتم را کاملاًخالی نکنم بلکه همیشه دقیقاً ازجایی که حرفی برای گفتن دارم کار را متوقف کنم و بگذارم در مدت استراحت ایده‌هایم بازپرورده و توانمند شود.

همیشه قبل از آن که دوباره بنویسید کار را با خواندن آن چه تاکنون نوشته‌اید شروع کنید.

همینگوی عادت داشت برای حفظ استمرار خط داستان‌هایش آن چه را که تا آن لحظه نوشته بود مجدداً بخواند. او در مقاله 1935 اسکوایر می‌نویسد:

یکی از بهترین کارها در نویسندگی آن است كه داستانتان راهرروزقبل ازادامه نوشتن، کامل بخوانید و بعدازآن کار را ادامه دهید.اگر حجم نوشته‌هابه‌قدری زیاد است که نمی‌توانید هرروز کاملاً مرورشان کنید از دو یا سه فصل قبل‌تر شروع کنید؛ اما هر هفته داستان را از ابتدا بخوانید.به این صورت داستان تان یک کلیت جامع و بی‌عیب خواهد بود.

هیجان را توصیف نکنید آن رابرانگیخته کنید.

همینگوی معتقد بود برای خوب نوشتن ضروری است اتفاق‌های زندگی را از نزدیک مشاهده کنیم اما کلید کار نه‌ فقط دیدن و گوش دادن به‌اتفاق های بیرونی، بلکه توجه به هیجان‌هایی است که توسط آن اتفاق‌هابرانگیخته می‌شوند و تأمل در احساس ها و هيجان هاي برانگيخته شده است.با انتقال صحیح و کامل هیجان‌های مان در داستان، خواننده نیز همان هیجان را تجربه می‌کند. در داستان «مرگ در بعدازظهر» همینگوی در مورد نخستین تلاش‌های خود برای دستیابی به این مهارت آورده است:

وقتی کار نویسندگی را شروع کردم به من یاد دادند که بیان احساس‌ها، درواقع نفی اتفاق‌هایی است که در عالم واقع رخ‌داده‌ و احساسی را ایجاد کرده‌اند؛ در مقاله‌نویسی روزنامه‌ها شما آن چه را که اتفاق می‌افتد بیان می‌کنید و با بیان به‌موقع احساس خود در مورد اتفاقی که آن روز افتاده یک حس معین را به تفسیر یا تعبیر القا کنید؛  اما امروز بر این باورم آن چه مهم است توالی میان احساس و امر واقع است که هیجان را برانگیخته می‌کندو درصورتی‌که آن احساس را به‌طور کاملاً خالص بیان کنیم می‌تواند برای یک یا 10 سال یا حتی برای همیشه هیجان ما را زنده نگه دارد. این موضوع در ابتدا فراتر از توان من بود و برای تبحر در آن خیلی تلاش کردم.

با مداد بنویسید.

همینگوی اغلب از ماشین‌تحریر برای نوشتن نامه یا ارائه مقاله در مجله‌ها استفاده می‌کرد اما برای کارهای جدی مداد را ترجیح می‌داد. در مقاله اسکوایر همینگوی می‌گوید:

هنگامی‌که شروع به نوشتن می‌کنید درواقع کار سخت‌تر بر عهده شما نویسنده داستان است و نه خواننده آن؛بنابراین ممکن است برای راحتی کار و لذت­ بردن از نوشتن از ماشین‌تحریر استفاده کنید اما به خاطر داشته باشید هدف از نوشتن انتقال احساس‌ها، دیدگاه‌ها، تمایل‌ها، مکان‌هاوهیجان‌ها به خواننده است. برای این مهم باید با جدیت بر روی آن چیزی که می‌نویسید کارکنید. اگر با مداد بنویسیدامکان بررسی متن و دریافت آن چه خواننده برداشت خواهد کرد سه مرتبه بیشتر خواهد بود؛نخست وقتی‌که متن را به‌طور کامل می‌خوانید؛ مرحله بعد وقتی آن را تایپ می‌کنید
و این فرصت را دارید که آن را بهتر کنید و مرتبه آخر موقع بازبینی متن است. هم چنین نوشتن با مداد، ساختار متن را منعطف و سیال نگه می‌داردو با خاطرآسوده وراحت‌ترمی‌توان آن را اصلاح کرد.

کوتاه بنویسید.

همینگوی همیشه نویسندگانی را که به قول خودش «یاد نگرفته‌اند به ماشین‌تحریرنه بگویند» تحقیر می‌کرد. در نامه‌ای که در سال 1945 به ویراستار خود ماکس‌ول پرکین ارسال کرده نوشته:

«بی‌جهت نبود که آدرس گتسبورگ رااین‌قدرکوتاه‌نوشتم. قواعد نوشتن نثر درست مثل قوانین پرواز، ریاضی و فیزیک تغییرناپذیر است.»